کامران فانی هم تحمل نمی شود!؟
امروز خبرگزاری مهر خبری درج کرده است که مراسمی که قرار بود فردا( چهارشنبه ۳۰ خرداد) در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شود به دلایلی که دست اندرکاران انجمن هم از گفتن آن خوداری کرده اند برگزار نخواهد شد.

طبیعی است که امثال کامران فانی به نکوداشت و بزرگداشت نیاز ندارند و با این گونه مراسم چیزی به آنها اضافه نمی کنیم . همچنان که در مراسمی که درهمین محل و ماه قبل برای استاددکتر محمد علی موحد برگزار شد آنکه از این مراسم بهره برد نه دکتر موحد که تمامی کسانی بودیم که سالهای سال خوشه چین دانش این مرد صافی اعتقاد بوده ایم و هستیم .
کامران فانی را به حق باید علامه قزوینی ( محمد قزوینی) زمانه نام نهاد که دانشی عمیق در حوزه های گوناگون فرهنگی وفکری و فلسفی و علمی و کلامی دارد و در هر عرصه ای که ورود کرد دریای دانش خود را کریمانه و بدون خست و بخل دراختیار خواهندگان گذاشت.وی نه کاری به سیاست داشته و دارد و نه اهل زد و بند و باند بازی است . دانشی مردی صافی اعتقاد است که عشق اول و آخرش خواندن و دانستن است و بس.
وقتی در کتاب هفته بودیم بنای گفت و گویی بلند را با وی گذاشتیم که خانم حاج محمدی انجامش داد. آن زمان برایم سوال بودکه آقای فانی با این همه دانش چرا تالیف و ترجمه ای اندک دارد. اما وقتی وی پاسخ داد . قانع شدم . او گفت که لذت خواندن و بیشتر لذت بردن از خواندن را با هیچ چیزی عوض نمی کند . نه با شهرت نه با پول و نه با ترجمه یا تالیف . می گفت اینها وقت مرا تلف می کند و اجازه نمی دهد که بیشتر بدانم و بخوانم .
از قرار انجمن آثار و مفاخر فرهنگی زیر مجموعه وزارت ارشاد است و مدیر آن هم جناب دکتر محقق که نوشته ای خواندنی را در ويژه نامه تدارك ديده شده براي آقاي فاني ، نوشته بود . من امید دارم که این خبر نادرست باشد و یا همانند ماجرای مجوز ندادن به کتاب خانم پیرزاد(چراغها را من خاموش می کنم) یک اشتباه باشد که سریع تصحیح شود اما اگر چنین نباشد بايد پرسيد كه اگر چهر ه اي همانند کامران فاني را نخواهندتحمل كنند ، پس چه كسي در اين دايره مي ماند؟
به انگيزه تغيير مديريت در كتابخانه مجلس/صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت
اگر تاريخ صحيح را منبع حقانيت يك قوم و ملت بدانيم ، طبيعي است كه براي دسترسي به اين تاريخ صحيح و قابل اعتماد چاره اي نداريم جزآنكه به اسناد و مدارك و آثاري توسل جوييم كه نزديكترين نسبت را با حقيقت داشته باشند. از اين منظر كتابخانه و مركز اسناد مجلس كه هفته گذشته رئيس تازه اي ( دكتر احمد جلالي) پيدا كرد و رئيس نه ساله اش (حجت الاسلام احمدي ابهري)را بدرقه نمود،از جمله مراكزي است كه به محققان و مولفان و به خصوص مورخان مدد مي رساند تا با كمك اسناد و مداركي كه در اين مجموعه كهن موجود است، به فهم ما ايرانيان از تاريخ گذشته و معاصرمان بيفزايند.
ادامه مطلب
که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم
نمی دانم توفان گونو چه برسر این دوستان آورده است. همچنان که نمی دانم لعل بخش بیک که سال گذشته با چشمان نابینای خو د به تهران آمده بود و برخی از نادر ترین منظومه های عاشقانه این دیار راخواند به چه سرنوشتی دچار است. اما آنچنان که شنیده ام و نیز در سایت آقای ارغنده پورخوانده ام عمق فاجعه بیش از آنی است که در تریبون های رسمی گفته می شود. آن گونه هم که وزارت بهداشت اطلاعیه داده است خطر شیوع بیماری وبا و مالاریا هم دراین منطقه وجود دارد. تا کنون مردم شهرهای کنارک ایرانشهر نیک شهر و چابهار مشکل کمبود آب آشامیدنی دارند که همین امر امکان افزایش برخی بیماری های روده ای را دامن می زند .
شاید دوستان ما در صداو سیما باید همتی بیشتر صرف کنند و گزارشهای کامل تری ازاین رخداد عرضه کنند . طبیعی است که اگر این کار نشود آن حساسیت لازم هم تحریک نخواهد شد. درهر حال به پیشنهاد آقای ارغنده اگر هر کدام از ما در وبلاگمان نکته ای خاص بنویسیم و کسانی هم که به این منطقه سفر کرده اند مشاهدات خود را قلمی کنند شاید حساسیتها اندکی تحریک شود و به قول شاعر اندکی هم به یاد بلادیدگان این ماجرا بیفتیم .
فهم ما از موسیقی سنتی و آواز شجریان چقدر است؟
ما به عنوان شنوندگان موسيقي سنتي از محمدرضا شجريان چه توقعي داريم؟ آيا توقعاتمان با توان اين هنرمند بي بديل موسيقي ايران از يک سو و ظرفيت ها و پتانسيل موسيقي سنتي ايران از ديگر سو همخواني دارد؟
اين دو پرسش از آن رو مطرح مي شود که در چند سال اخير در محافل موسيقايي و نيز برخي نوشته ها و سايت ها مي شنويم و مي خوانيم که چرا کارهاي شجريان تکراري شده است؟
ادامه مطلب
روزنه ای به وبلاگ نویسی

