تبليغاتX
سربانگ

خواننده سالار است؛چرا؟

 

ازجمله نكاتي كه چند سالي است يه محل مناقشه ميان برخي آهنگسازان ،نوازندگان و اهل موسيقي تبديل شده است و تراشه هاي آن را گاه به گاه در مطبوعات و رسانه هاي خبري مشاهده مي كنيم ، بحث جايگاه خواننده در موسيقي ايراني و اركستر است.  نمونه  دم دست و اخير آن، نامه پر از تناقض آقاي جلال ذوالفنون در پاسخ به گفت وگوي آقاي شجريان است.شايد اگر سخناني كه آقاي شجريان گفته بود ، از زبان هر خواننده يا موزيسين ديگري بيان مي شد ، آقاي ذوالفنون زحمت نگارش چنين متني را به خود نمي دادند، اما شجريان به عنوان نماد خوانندگي درموسيقي سنتي و به تعبير برخي از اهل موسيقي ، خواننده سالاري، مورد اعتناي فراواني است و سخن وكلامش باواكنشهاي متفاوتي روبرو مي شود.

  پيش از اين چهره هاي نامي چون حسين عليزاده در اجراها و كنسرتهايشان سعي مي‌كردند بر اين نكته تاكيد كنند كه جايگاه خواننده چيزي همطراز جايگاه نوازنده است و اين دو با يكديگر تفاوتي ندارند.

عليزاده سعي بليغي  كرد تا با كنسرت‌ها و نيز اجراهاي صحنه‌اي و آلبوم‌هاي خود (به خصوص دردهه هفتاد) اين تئوري را در عمل هم به  اثبات برساند، اما اين ديدگاه اگرچه در ميان برخي از اهل موسيقي طرفداراني پيدا كرد، ولي در بستر اجتماعي با اقبالي مواجه نشد و در نهايت به شكست انجاميد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 4:35 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

انجمن صنفي روزنامه نگاران و منتقدان

 

از زماني كه برخي از اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در قالب نامه ای با 20 امضا’خواستار برپايي مجمع عمومي فوق العاده براي اصلاح اساسنامه شده اند، يك سال مي گذرد.

باتوجه به اين كه اين افراد عضو انجمن صنفي بوده و هستند در اين نوشته سعي مي شود حركت و اعتراض آنها ازمنظر صنفي مورد نقد وارزيابي قرار گيرد چرا كه معتقدم،  همصنفاني كه چنين نامه اي را نگاشته اند ، با هر انگيزه اي، دغدغه هايي صنفي داشتند و بر نكته اي انگشت نهادند كه معتقد بودند امكان دارد براي انتخابات انجمن شبهه ايجاد كند . همين دغدغه را  هيات مديره انجمن هم از سالهاي پاياني دهه 70  در ذهن داشت  ،اما نتوانست نصاب لازم براي تشكيل مجمع عمومي  و اصلاح اساسنامه را به دست آورد و در نهايت با نامه نگاري با وزرات كار مشكل را به لحاظ قانوني برطرف كرد.اگرچه اين 20 عضو معتقدند كه آن دستور و نامه موقتي بوده وهيات مديره در اين زمينه كاهلي و سستي به خرج داده است.

20 عضو محترم انجمن صنفي روزنامه نگاران از همان ابتدا راهي برون صنفي را براي اعتراض خود برگزيدند. راه درون صنفي چه بود؟ اينكه مطابق اساسنامه رفتار مي كردند؛ نامه را به هيات مديره مي نوشتند و در صورتي كه هيات مديره به تقاضاي آنها اعتنايي نمي كرد ، به بازرسان ، كه برابر اساسنامه نمايندگان اعضا( يا همان مجمع عمومي)  د رهيات مديره هستند،انعكاس مي دادند و اگر بازرسان هم به تقاضاي آنها وقعي نمي نهادند خود دست به كار مي شدند و برابر اساسنامه با گرد آوري يك سوم اعضاء اقدام به دعوت به مجمع عمومي مي كردند.(1).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 5:5 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

حاشيه ها مهمتر از متن شده اند/كنسرت شجريان و رخدادهاي پيراموني

  اشاره:حاشيه ها مهمتر از متن اند ، و نگارنده در اين نوشته به حاشيه ها بيشتر ازمتن پرداخته است، چرا كه متن موسيقي اجرا شده توسط استاد شجريان و گروهش ، ارتباطي شخصي است كه هر بيننده با آن برقرار مي كند و حظ شخصي اش را از كنسرت مي برد، اما حاشيه ها در حوزه اخلاق اجتماعي و عمومي قرار مي گيرند و تاثيرات وتاثرات آن بسي افزونتر. به همين جهت است كه در چند سال اخير  تعيين تكليف حاشيه ها براي ما اهل موسيقي مهمتر از تعيين تكليف متن  شده است.نقب زدن به حاشيه ها و رمز گشايي از لايه هاي تو برتو وبربام انداختن آن، وظيفه اي است كه بايد همه ما ( از روزنامه نگار و اهل موسيقي و دست اندركاران دولتي و نهادهاي مدني)مشفقانه و مجدانه انجامش دهيم . د راين نوشته سعي كرده ام تصويري دقيق تر از حاشيه هاي كنسرت آقاي شجريان به دست دهم تا شناخت ما از چرايي و چگونگي اين رخدادها بيشتر شود و اميد كه در آينده اشتباهات آن كمتر شود و مدام مجبور به تكرار آنها نباشيم.

 

 

شايد اين سنت ماايراني  هاست كه حاشيه ها را همه گاه جذاب تر از خود متن مي يابيم و كنسرت اين بارآقاي شجريان اين حسن را داشت كه حاشيه اي بركت خيز تر از متن داشت و آن شفاف شدن مسائل پشت پرده مربوط به نحوه برخورد اداره اماكن با اين گونه كنسرت ها است و اين يعني  اثبات نظريه هابرماس فيلسوف و نظريه پرداز نام آور آلماني  د ر حوزه عمومي ، كه مي گويد وقتي مباحث و مسائل از بحث هايي در پسله و پستو به در مي آيند  و صورت  و صبغه اي شفاف گرفته و به حوزه عمومي ( در اين جا رسانه ها) كشيده و طرفين ماجرا مجبور به موضع گيري و اظهار نظر مي شوند ، اطلاعات وسخناني رد و بدل مي شود كه نتيجه آن ارتقاي فهم عمومي از يك موضوع است.

اكنون ما(آنهايي كه پي گير برگزاري كنسرت هاي موسيقي در كشورند)فهميديم كه بنا به گفته سردار نجفي« در صورت هماهنگي مجوز گيرندگان اين كنسرت با ناجا، طبق قانون، پليس ملزم به‌تامين‌امنيت اين كنسرت بدون دريافت هرگونه هزينه‌اي است»(خبرگزاري ايرنا) و نيز به نقل از همين مسئول محترم دريافتيم كه « وقتي برگزار كننده حتي كلانتري محل را در جريان برگزاري مراسمش قرار نمي‌دهد، چگونه مي‌توان امنيت و ترافيك چنين مراسمي را پوشش داد. نيروي انتظامي مانعي براي برگزاري اين مراسم نبوده است، بلكه مسوولان مربوطه به دليل هماهنگي نكردن، با ممانعت پليس براي ورود تجهيزاتشان به سالن مواجه شدند.»(به نقل از ايسنا) و البته اين نكته را هم مي دانيم  كه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 7:50 AM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

تصحيح و تكميل يك خبر خبرگزاري فارس درباره انجمن صنفي روزنامه نگاران

 

پنج شنبه گذشته فرصتي دست داد تا در برنامه  گفت و گوی روز رادیو گفت وگوشركت كنيم . برنامه را آقاي مازيار ناظمي سردبيري کرده و سعي مي كنند در اين برنامه مشكلات وموانع و موضوعاتي كه به نوعي به رسانه و ارتباطات ربط پيدا مي كند را در گفت و گوهاي رو دررو با طرفين موضوع به بحث بگذارد.

براي برنامه اين هفته ايشان به دليل همزماني انتخابات انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران ، از آقاي مزروعي(رئيس انجمن صنفي ) و من(عضو هيات مديره انجمن صنفي) و نيز آقاي محمد مهاجري(روزنامه نگار با سابقه ويكي از ۲۰ نفري كه نامه نوشته بودند) دعوت كردند كه درباره ريشه ها ي اختلاف ميان برخي از اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران كه نامه معروف به نامه بیست تن را نوشته بودند ، و هيات مديره كنوني ، بحث كنيم.

در پي اين هستم تا اصل اين گفت و گو را در جايي منتشر كنيم كه ديگران هم بتوانند از محتواي مباحث استفاده كنند. هدف واقعی هم این است که در نهایت به ارتقای کار انجمن صنفی مدد برسانیم و معتقدم این بحث ها می تواند درک  و شناخت ما از این مشکل ونیز اختلافاتی که بین گروهی از روزنامه نگاران عضو انجمن و هیات مدیره وجود دارد را فزوني بخشد.

 در اين گفت وگو بحثي مبسوط و چالشي در باره قانوني بودن انجمن صنفي (از طرف من و آقاي مزروعي) وغير قانوني بودن آن( از طرف آقاي مهاجري) طرح شد و عمده بحث هم شاكله حقوقي داشت و استنادات ما به اساسنامه يا مكاتبات انجمن با وزارت كار و ديوان عدالت اداري بود و البته آقاي مهاجري هم كه درابتداي شكل گيري انجمن صنفي روزنامه نگاران (مهر 1376 ) در زمره اعضاي هيات رئيسه بودند، نيز  در ارائه دلايل خود بر غير قانوني بودند انجمن صنفي بر بندهايي از اساسنامه تاكيد داشتند.

اما امروز خبري از سوي خبرگزاري فارس منتشر شد كه....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت 8:29 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

5 درصد و 100 درصد/ برای علی دهباشی و پنجاهمین شب بخارا

 

زماني پيش يكي از روزنامه نگاران باسابقه كشور آموزش تجربي روزنامه نگاري مي ديدم. ايشان البته فرصت محدودي داشت و تنها روزهاي پنج شنبه (ساعت 2 بعد از ظهر به بعد) مي توانست با من در باره تجربه هايش صحبت كند، آن هم نه در يك جاي نشسته ، بلكه پياده روي مي كردند و من هم مسيري چند كيلومتري را با ايشان به شوق ميرفتم و در نها يت نكات مفيدو موثري را ازايشان مي آموختم.

از جمله نكاتي كه اين پيش كسوت مطبوعات كه خداوند طول عمر افزونتري به وي ببخشد، بيان مي كرد اين بودكه : روزنامه نگار كسي است كه از پنج درصد اطلاعات خود 100 درصد استفاده مي كند. اما يك پژوهشگر يا هر فرد ديگري غير از روزنامه نگار اگر هم درباره موضوعي 90 درصد اطلاعات داشته باشد ، شايد نداند و نتواند از 70 درصد اين اطلاعات بهره ببرد.

اين سخنان همه گاه آويزه گوشم است و در مواقع  و مواضع گوناگون سعي كرده ام كه اين سخن را به كار گيرم.اكنون كه به كارنامه كاري علي دهباشي عزيز فكر مي كنم ، مي بينم كه وي سمبل و نماداين سخن است. اين سخن از باب تصغير  و تخفيف جايگاه آقاي دهباشي به عنوان يك روزنامه نگار شاخص و شناخته شده نيست. نه! بلكه از اين منظر است كه نشان دهم دهباشي توانسته است به ما ها روزنامه نگاران بياموزد كه چگونه از منابعي كه مي شناسيم  بیشترین و بهترین استفاده را ببریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 6:29 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |