روزنامه نگاران چه كنند؟/توصيه هايي به روزنامه نگاران بيكار شده روزنامه كارگزاران
روزنامه كارگزاران تعطيل شد.بعد نزديك به يك سال و نيم كار. تعطيلي اين روزنامه را از دي ماه سال گذشته كه به اتقاق چند تن از اعضاي اصلي تحريريه به ديدار آقاي كرباسچي رفته بوديم ، حدس زده بودم وهر لحظه انتظار تعطيلي وتوقف آن را مي كشيدم ، تا به امروز كه روزنامه رسما اعلام كرده است تا يك ماه ديگر منتشر نخواهد شد. به گمانم اين روزنامه تا سه ماه ديگر هم منتشر نشود.البته سایت این روزنامه با این نشانی {کلیک کنید}در دسترس است.
دوم:از چند روز قبل از تعطيلي روزنامه گروه ادب وهنر اعلام استعفا كردند و همزمان در برخي از وبلاگ ها نكاتي در نقد چنين وضعيتي نوشته شد و البته در اين ميانه تندي هايي هم صورت گرفته است. د راين زمينه به دوستاني كه سه ماه حقوق نگرفته اند و ديو بيكاري هم بر آنها سايه انداخته است ،حق مي دهم.
ادامه مطلب
صراحت ریاسوز/به مناسبت هشتمین سالمرگ دکتر عبدالحسین زرین کوب

شايد در انبوه آلام و مصائبي كه درگوشه گوشه این زندگی در كمين آدميان است، غمي جانسوزتر از اين نباشد كه آدمي صحنه و عرصه زندگي را با صحنه نمايش اشتباه بپندارد و بخواهد همه عمر در قالب و صورتي، ظاهر شود و جلوه گری کند جز آنچه كه هست.
در مقابل اين دسته آناني كه هميشه خودشان هستند، نه خود را فریب می دهند و نه دیگران را از نوعي آرامش روحي برخوردارند كه با همه لذتهاي هستي مقابله ميكند. آناني كه عمري را با زندهياد زرينكوب محشور بودند، از يكرنگي و صفا و صميميت درونی اش و نیز عناد و سخت سری كه آن بزرگوار با دوروييها و نفاقها ميورزيد، قصهها در ياد دارند.
ادامه مطلب
حسین علیزاده هنرمند بی اعوجاج

درباره کنسرت حسین علیزاده وگروه هم آوایان دیدگاههای مختلفی مطرح شد و برخی از بزرگان هم به نقدو تحلیل آن پرداختند. نگارنده نیز در گزارشی تحلیلی به نقد وارزیابی این کنسرت پرداخت.{نگاهي به كنسرت حسين عليزاده و گروه هم آوايان} اما آنچه که از دیده ها مخفی ماند نه در متن کنسرت که در حاشیه آن بود.
يادداشت عليزاده هنرمند بي اعوجاج تحليلي است از اين حاشيه.
نوشته ای دیگر درباره انتشارات خوارزمی و حیدری
صبح روز یک شنبه به جلوی انتشارات خوارزمی رفتم. همه آمده بودند دکتر محمدعلی موحد نجف دریابندری و فهیمه راستگار با آن حال مریضش حسین معصومی همدانی والبته گروهی از ناشران خوشنام قدیم و جدید.نوشته ای دیگر را در احوالات و ظرافتهایی که حیدری در کار کتاب ونشر به خرج می داد نوشتم که پرتوی دیگری و ادای دینی به این فرهنگی مرد عرصه کتاب و نشر. اگر چه برخی سلوک اجتماعی حیدری را برنمی تابند چنانکه پیش کسوت نامی عرصه نشرجناب عبدالرحیم جعفری نیز ضمن تمجیدوتحسین تخصص وی درعرصه نشر نوع مشارکت اجتماعی اش در کارها را مورد انتقاد قرار داد اما چه باک که وی کاری کرد که مهرکتاب خوب و شکیل و بی غلط بانام خوارزمی در هم آمیخته شود.
عليرضاحيدري ،مدير انتشارات خوارزمي ،پنج شنبه گذشته دراثر ايست قلبي درگذشت و صبح 18 مرداد، پيكرش با حضور جمعي از ناشران صاحب نام و چهره هاي شناخته شده عرصه فكر و فرهنگ از مقابل انتشارات خوارزمي تشييع و در كرج به خاك سپرده شد.
با درگذشت حيدري به نظر مي رسد ، انتشارات خوارزمي با تمامي آثار منتشره و منتشر نشده اش ، در انتشارات امير كبير ادغام شود.چرا كه دوسوم سهام اين شركت را عبدالرحيم جعفري ، مدير و صاحب اصلي انتشارات امير كبير در قبل از انقلاب خريده بود. پس از انقلاب هم با تصاحب انتشارات امير كبير از سوي سازمان تبليغات اسلامي ، تمامي متعلقات و توابع اميركبير هم دراختيار سازمان تبليغات اسلامي قرارگرفت كه انتشارات خوارزمي از جمله آنها بود. اما تازماني كه حيدري در قيد حيات بود، تلاشهاي دست اندركاران كنوني اميركبير براي تصاحب اين شركت به سرا و سرانجامي نينجاميد. علت چشم داشتن اميركبير وبرخي نهادهاي ديگر به تصاحب اين انتشاراتي به گنجينه اي از كتابهايي بازمي گردد كه اين ناشر كهنه كار در طول حيات 4 دهه اي خود به بازار نشر عرضه كرد.
آثاري از مجتبي مينوي، غلامحسين يوسفي، نجف دريابندري، ابوالحسن نجفي ، رضا سيد حسيني ، محمد علي موحد، فريدون آدميت، فتح الله مجتبايي، عزت الله فولادوند، محمد حسن لطفي،پرويز ناتل خانلري،محمد قاضي و... كه هر كدام ازاين افراد براي يك ناشر سرمايه اي به شمار مي آيند.
برخي از اين كتابها كه با آرم درخت دانش معروف خوارزمي منتشر شده اند ،هم اينك در زمره كتابهاي كلاسيك عرصه نشر و فرهنگ به شمار مي روند. كتابهايي چون ، آثار نيكوس كازانتزاكيس با ترجمه محمد قاضي ، آثار دكتر اف و داستايوسكي ، تصحيح گلستان و بوستان سعدي، تصحيح حافظ خانلري، تصحيح مقالات شمس دكتر موحد،كتابهايي از مجتبي مينوي،ترجمه آثار كلاسيك فلسفه غرب( مجموعه آثار افلاتون وارسطو باترجمه محمد حسن لطفي)جامعه باز ودشمنان آن( از كارل پوپر با ترجمه فولادوند) امير كبير وايران ( فريدون آدميت) و....
حيدري به لحاظ كاري ناشري با دانش و بصيرت بود و ابتكارات و تلاشهايي كه وي در عرصه نشر انجام داد ، نامش را به عنوان ناشري خبره و ممتاز در عرصه نشر ماندگار خواهد كرد.وي از همان ابتداي تاسيس شركت انتشاراتي خوارزمي مديرعامل آن بودو توانست برنامه و سياستي دقيق را براي مجموعه سازي در حوزه هاي مختلف فكري و فرهنگي ارائه كند تاهر كتاب در جايگاه درست و خاص خود منتشر شود. سفارش تاليف يا ترجمه و تصحيح 80 درصد از نزديك به 700 كتاب اين انتشاراتي را خود حيدري سامان مي داد و البته در توليد آنها هم دقت و وسواسي شگفت انگيز به خرج مي داد كه گاه كار را به برخي كدورتها ميان وي و اهالي نشر مي كشاند. وي حتي براي طراحي يكسان جلد كتابهايش بارها مشورت كرد و كارهاي ناشران خارجي موفق دراين عرصه را از نظر گذراند .به همين دليل هم تمام كتابهاى خوارزمى شكل مشخص و خاصى دارند. خوارزمى بود كه براىاولين بار بيان كرد،كتاب آموزشى، تمام اجزاي آن مثل روى جلد، آستر بدرقه، صفحه بندى و حاشيه و اجزاى ديگر بايدخصلت آموزشى داشته باشد. و اگر كتابى آموزشى است، حتماً بايد زيبا هم باشد. زيبا به معناى هماهنگى و تناسب اجزاء، به مفهومزيبايىشناختى كتاب.
و همين ناشر بودكه براي نخستين بار تعريفي علمي و زيبايي شناختي از مجموعه سازي به دست داد « كار روى مجموعه در عمل در مقوله معمارى كتاب قرار مىگيرد، يعنى اولاً اين مجموعهها در زبان فارسى موجود نبوده و بايد ايجادمىشده است، ثانياً شما بايد پديدآورندگان مناسب آنها را پيدا مىكرديد و سفارش خودتان را مىداديد و ثالثاً ويراستارهايىبرمىگزيديد كه با موضوع خوب آشنا باشند.» دراين ميان بايد مجموعه ها زبان، روش و سبك و سياقهماهنگ در زبان فارسى و وحدتهاى صورى ديگري مي داشتند»(گفت وگوي حيدري با عبدالحسين آذرنگ وعلي دهباشي – بخارا 1380 ) وبراي اين كار نياز به نيروي باتجربه بود كه زحمت پيدا كردن و هماهنگي هاو توجيه آن فرد كه در واقع سرويراستار اصلي اين مجموعه بود را حيدري بر دوش مي كشيد.
حيدري حتي درباره نوع نگاه به حروفچيني كلمات نيز تفكركرده و گفته بود« براى اولين بار در كتابهاى فارسى مابوديم كه هر كلمه را يك واحد گرفتيم و مسئله فاصلهها را مطرح كرديم.» ( همان) والبته براي اين كار حروفچيناني تربيت كردوآموزششان داد كه مي توانستند آنگونه حروفچيني كنند كه منظور وي را در انتشار كتاب برآورده سازد.
وي در زمينه شناخت رنگها ونيزچاپ كتاب هم خبره بود و اجازه نهايي چاپ كتاب را خود صادر مي كرد. همچنانكه دانشي وسيع در صحافي كتاب داشت آن را از مهمترين كارهاي يك ناشر مي دانست و مي گفت:« تمام زحمات ما براى اين است كه وقتى كتاب به دست خواننده مىرسد، تميزباشد، خوب ورق بخورد، صفحاتش بالا و پايين نباشد، قشنگ باز شود، خوب دوخته شود، بر خودش سوار باشد و نظاير اينها. يعنىاگر شما جلد كتاب را بكنيد، كتاب سرجايش مىماند و روى جلد سوار نيست. براى همين است كه حتّى كتابهاى بسيار كهنه خوارزمىهنوز اوراق نشده.» (همان)
وي نخستين ناشري بود كه تيراژكتاب را ذكر و نيز براي بخش مالي واداري نشر خود سيستمي جداگانه طراحي كرد وبراي اين كار براي كاركنان اين بخش دوره اي آموزشي در هند و يكي ازشركتهاي معظم آمريكايي برقرار كرد
انتشارات خوارزمي در سال 1348 با همت گروهي از دبيران دبيرستان خوارزمي تهران – كه در زمان خود از بهترين دبيرستانهاي تهران بود،تاسيس شد . پرويز شهرياري دراين زمينه تا حدودي پيشگام بود.آنها اقدام به خريد سرقفلي مغازهاي در جلو دانشگاه تهران كردند و همچنين دفتري را نيز در خيابان دانشگاه تهران براي كارهاي نشر اجاره كردند وحيدري نيز به دليل سابقه كارش ( سردبيري مجله سخن و تجربه مديريت انتشارات دانشگاه آريامهر،صنعتي شريف كنوني، دركنار دكتر حسين نصر) از بدو تاسيس به عنوان مدير عامل اين انتشاراتي منصوب شد .
اوج كاري اين موسسه انتشاراتي در سالهاي دهه پنجاه بود والبته در دوره وزارت مهاجراني نيز آثار درخشاني را عرضه عمومي كرد. برخي از كتابهاي اين انتشاراتي به دليل مواجهه با سانسور اصولا به اداره كتاب ارسال نشد كه از جمله آنها مجموعه آثار فرويد است كه تمامي مراحل آماده سازي تا قبل از چاپ آن چند سالي است كه آماده شده است ، اما هنوز به ارشاد ارسال نشده است. پيش از انقلاب هم برخي ازكتابهاي اين ناشر با سانسور مواجه شد كه از جمله آنها كتاب «در خدمت وخيانت روشنفكران» جلال آل احمد بود كه پس از 7 سال توقيف در ابتداي انقلاب عرضه عمومي شد.
اكنون و با درگذشت حيدري ، مهمترين پرسشي كه فراروي اهالي فرهنگ و نشر قرار دارد، آينده اين نهاد انتشاراتي مهم است و گنجينه اي از كتابهاي منتشر شده و منتشر نشده و بعضا ناياب آن كه مشخص نيست چه سرا و سرانجامي خواهد يافت.
یادی از علیرضا حیدری مدير انتشارات خوارزمي

خبر را که به زهرایی دادم هم اون و هم همسرشان مات و مبهوت نگاهم کردند. زهرایی بعد از تماس با چند نفر ( از جمله نجف دریابندری) و دادن این خبر گفت که نشرایران کمتر ناشری نظیر حیدری دیده است و ادامه دادکه بعد از چند سال فترت تازه این ناشر داشت دوباره سر بلند می کردو آقای حیدری سعی می کرد که با مولفان ونیز دست اندرکاران نشر ارتباط تازه و با حسن نیتی را تعریف کند.
به روزنامه که رسیدم دلم نیامد که چیزی ننویسم و یادی از این بزرگمرد عرصه نشر نکنم .نوشته ای کوتاه درباره تاثیر انتشارات خوارزمی و مدیر آن نوشتم {یادی از علیرضا حیدری}
تلاش بسیاری کردم که عکسی از آن زنده یاد گیر بیاورم اما توفیق نیافتم و آنچه که دستگیرم شد آرم این انتشاراتی بود که از روی کتاب «امیر کبیر و ایران» دکتر فریدون آدمیت اسکن کردم. روحش شاد و یادش گرامی باد.
كامكارها موفق و ماندگارند؛چرا؟
كامكارها آدمي را به ياد قصه معروف پدري مي اندازد كه هنگام مرگ فرزندانش را فراخواند و به هركدام از آنها تكه چوبي داد و از آنها خواست كه تكه چوب را بشكنند. فرزندان تكه چوب را شكستند. پدر چوبي بر چوب قبلي اضافه كرد واز آنها خواست هر دو چوب را با هم بشكنند. فرزندان نيز چنين كردند .پدر چوبها را اضافه مي كرد و از فرزندان مي خواست كه آن را بشكنند و آنها نيز چنين مي كردند.
اين كار ادامه داشت تا زماني كه پدر طنابي به دست گرفت و 7 تا 8 تكه چوب را در آن جاي داد و به دست پسران داد كه بشكنندش. فرزندان اين بار با دسته اي از چوب ها طرف بودند.يكي يكي، از بزرگ و كوچك و از زورمند و ضعيف آمدند تا اين دسته چوب را بشكنند، اما كمتر توفيقي يافتند و عقب نشستند. پدر در حالي كه به چهر هاي عرق كرده فرزندان نگاه مي كرد گفت:اگر با هم متحد باشيد كسي نمي تواند شما را بشكند و همه گاه اعتبار و منزلت خودتان را داريد.

به گمانم روزي كه استاد حسن كامكار داشت زندگي را بدرود مي گفت اين قصه د رذهنش جولان مي كرد و مي دانست كه پراكندگي و تفرقه چه مصيبت بزرگي است و چه كار با آدمي مي كند . پس وي هم فرزندانش را پيشش نشاند و توصيه هايي كرد كه تا به امروز كه بيش از ربع قرني از شكل گيري اين گروه مي گذرد ، همچنان آويزه گوش كامكارها است.
***
اما به راستي راز ماندگاري و وحدتي كه كامكارها با آن همساز و همدمند در چيست ؟
ادامه مطلب

