توضیح یک پرسش درباره کمیته حل اختلاف انجمن صنفی
این پرسش البته برای دوستان دیگر هم ایجاد شده است . پس تا آنجایی که بضاعت و اطلاعاتم اجازه می دهد نکاتی را می گویم و امیدوارم که این نکات بتواند پاسخ برخی پرسش ها باشد.
درباره عدم پی گیری انجمن صنفی : انجمن صنفی روزنامه نگاران پی گیر مسائل تمامی روزنامه ها است. از جمله سه روزنامه ای که اشاره کرده اید.
درباره روزنامه آینده نو تا آنجایی که می دانم نامه ای از طرف بر وبچه های آینده نو نوشته شد و آقای شمس الواعظین مسئله را به من ارجاع دادند که من هم با آقای مزروعی صحبت کردم و البته خانم جمشیدی هم پی گیر موضوع بودند وآقای مختاریان. این دو بزرگوار می گفتند که حقوق بچه های ثابت را دادند(نه سنوات و بقیه مسائل مثل عیدی و پاداش و ....) اما حقوق بچه هایی که حق التحریری کار کرده بودند را ندادند . حتی یکی از دوستان حق التحریری که نزدیک به ۴۰۰ هزار تومان طلب داشت متاسفانه بسیار پی گیربود و من هم با سیامک قلیچ خانی درباره حق التحریرش صحبت کردم اما از قرار به نتیجه ای نرسید و لی به وی توصیه کردم که شکایت کند. امید وارم که شکایت کرده باشد.
درباره بخش دوم کار یعنی روزنامه نگارانی که خواهان تمامی مطالبات خود بودند نیز تا آنجایی که من اطلاع دارم شکایتی به انجمن نشده است و یا حد اقل در هیئت مدیره چنین مسئله ای مطرح نشده است. این نکته راهم توضیح دهم که برابر مصوبه هیئت مدیره تنها به شکایات مکتوب رسیدگی می شود و دلیل آن هم بسیار مشخص است چون انجمن صنفی باید مدرکی مکتوب از فرد شکایت کننده داشته باشد تا با استناد به آن بتواند با طرف مقابل تماس بگیرد . ضمن آن که این شکایتها در دفتر انجمن ثبت و ضبط هم می شود.
درباره روزنامه کارگزاران تقریبا هر هفته در هیئت مدیره بحث شد و چون خانم مفیدی پی گیر کار بودند توضیح می دادند و البته ایشان انصافا با دست اندرکاران این روزنامه و حتی اعضای حزب صحبت کردند و توانستند کار را به مرحله ای برسانند که بخشی از روزنامه نگاران شاغل در این روزنامه حق الزحمه های خود را دریافت کنند. اما از قرار نحوه پرداخت به گونه ای بوده است که باید نامه ای را امضاء می کردند که با دریافت این حقوق طلبی از روزنامه ندارند که برخی از روزنامه نگاران به دلیل نیاز مالی چنین کاغذی را امضاء کردند و برخی نه. اگر این دوستانی که متاسفانه به اجبار چنین کاغذی را امضاء کردند یادشان باشد من در اولین تحصن ( حدود اوایل تیرماه) در نشست متحصنین گفتم که بهترین راه این است که الان قرارداد تیپی تنظیم شود و به امضای طرفین برسد که حد اقل کاغذی دست بچه ها برای دعوی در مراجع قضایی باشد که متاسفانه در آن هیاهوی شعار های انقلابی کسی به حرف ما گوش نکرد. اگر آن روز این کار انجام می شد الان حد اقل آن کاغذ در دست بود و دست اندرکاران روزنامه نمی توانستن چنین رفتار غیر قانونی را انجام دهند.
اکنون البته گروهی از روزنامه نگاران به دادگاه کار هم شکایت کردند والبته به انجمن هم شکایت برده شد که خانم مفیدی پی گیر کار بودند و اما برای مرحله دوم ( یعنی روزنامه نگارانی که نخواستند زیر آن ورقه را امضائ کنند) اگر علاقه مند به پی گیری شکایت خود هستند باید دوباره به انجمن نامه ای بنویسند وشرح ماوقع را بدهند تا انجمن پی گیر کارشان باشد.
درباره روزنامه اعتماد ملی به دلیل این که رایزنی ها ی دست اندرکاران انجمن و برخی از چهره های خوشنام عرصه مطبوعات با دست اندرکاران روزنامه همچنان در جریان است و البته اقای حسن نیا هم در جریان کامل این تحرکات هستند فعلا سخنی نمی گویم و امیدوارم که کار با ریش سفیدی حل شود.
مطلب قبلی این وبلاگ درباره روزنامه کارگزاران {توصیه هایی به روزنامه نگاران روزنامه کارگزاران}
دو نغمه ماندگار/اذان موذن زاده اردبیلی و ربنای شجریان
رمز ماندگاري نغمهها در چيست؟ وچگونه اثري موسيقايي درنهاد جانها مينشيند و تكرار آن ياد آور خاطراتي است و زنده كننده خاطراتي ديگر؟ چه سري در اين گونه آثار است كه در تاريخ ميمانند و سالها در ذهن و ضمير آدميان مينشينند و بر لب به زمزمه در ميآيند.
از اين گونه آثار اگر چه در خاطره موسيقايي ما فراوان است، اما هنگاميكه پاي اجماعي ملي به ميان آيد، تعداد آنها به تفرقه و پراكندگي و تقليل ميگرايد و در نهايت از تعداد انگشتان يك دست هم كمتر ميشود.
شايد اين خصلت يك ملودي يا اثري در سطح ملي است كه بايد تمامي ذائقهها را د ربرگيرد تا بتوان شموليت ويژه اي به آن بخشيد. ويژگي اين نغمهها درا ين است كه تكرار آنها نه تنها اسباب آزردگي خاطر نميشود، بلكه همانند فولادي است كه با هربار صيقل آبديده و جلا يافته تر ميشودو بيشتر تلالو و درخشندگي مييابد.متنی درباره اذان مرحوم موذن زاده ونیز ربنای شجریان نوشته ام که امروز(۱۲ مهر) در روزنامه همشهری منتشر شد.
ملودی و مجید انتظامی
مجید انتظامی نمونه ای از هنرمندی است که درک دقیقی از شرایط زمانی و مکانی دارد. به این معنا که ضمن دارا بودن ذوق و ظرافتی غبطه بر انگیز در ساخت و ارائه ملودی های گوشنواز که هر کدامشان خاطره ای را در ذهن ما زنده می کنند سی کرده است از فضای موسیقی ایرانی و ظرفیتهای پیداو پنهان آن به بهترین شیوه استفاده کند. در یادداشتی که خواهید خواند{انتظامی و توجه به روح ایرانی در ساخت سمفونی ها}همین نکته را مورد توجه قرار دادم و نوشتم که چرا کارهای وی اقبال عام و خاص دارد و کارهای برخی دیگر از نام آوران موسیقی را به ضرب و زور چندین بار شنیدن نمی توان در خاطر نگه داشت. 
