محسنان رفتند و احسانها بماند/برای چهلمین روز درگذشت پدرم

نوشتن فرزندي درباره پدرش سخت است.چرا كه تعلقات و دلبستگي ها ، عواطف و احساسات اجازه نمي دهند،آدمي از موضوعي به نام پدر خويش ارتفاع بگيرد و از منظري بيروني به كار و كردار هاي وي نظر و غث و سمين كارش را برروزن افكند.
من هم قصد چنين كاري را ندارم .چون، اگرچه پدرم در تربيت فرزندانش شيوه اي سنتي و سخت گيرانه و منطبق با عرف زمانه خود را اختيار كرد،اما اين سخت گيري ها به قول استاد هوشنگ مرادي كرماني همانند همان تركه اناري است كه تلخي و درد هاي آن در همان زمان دفن شد و امروزه تنها چيزي كه بر ذهن و ضمير ما مينشيند لبخندي است از آن تركه هاي انار.
نگاه من در اين نوشته به شيوه زيست پدرم ،نگاه شخصي نيست ، بلكه بيان برخي دغدغههايي است كه وي به عنوان يك انسان موثر در محيط و منطقه خود تجربه كرد و گمان مي كنم ما به عنوان روزنامه نگار اين وظيفه را داريم كه اين تجربه ها را انتقال دهيم.چرا كه در اين روزگار عسرت، مانيازمند آدميان و الگوهايي هستيم كه هم از روزگار خود جلوترو هم در تشخيص منافع جمعي و پل زدن ميان منافع فردي به منافع جمعي پيشقدم و مبتكر باشند.
ادامه مطلب
موسیقی و نغمه های عاشورایی/ تغییر سنت مداحی

حادثه اي كه در سال ۶۱ هجري براي امام سوم شيعيان، حسين ابن علي (ع) و خاندانش در صحراي كربلا رخ داد ، دست مايه سوگسروده هايي شد كه از آنها مي توان به موسيقي و نغمه هاي عاشورايي ياد كرد.
تاريخ شكل گيري اين گونه موسيقايي به دوره آل بويه مي رسد كه در صدد تشخص دادن به شيعه در برابر اهل سنت و خلفاي عباسي بودهاند. اما در دوره صفويه كه تحريم موسيقي از سوي حكومت وقت روند رو به رشدي به خود گرفت، اهالي موسيقي بسياري از ملودي ها و نغمه هاي موسيقي را در ساختاري نمايشي موسيقايي گنجاندند كه از آن به عنوان تعزيه ياد مي شود.
به همين دليل است كه روح الله خالقي و ابوالحسن صبا، دو موزيسين شهير ايراني از تعزيه به عنوان يكي از حافظان اصلي موسيقي رديفي ايران نام بردهاند.
تعزيه و تعزيه خواني در دوره قاجار و به خصوص دوران پنجاه ساله حكومت ناصرالدين شاه ، رونقي شگفت انگيز پيدا كرد و به عنوان هنري قابل اعتنا سربركشيد.
ادامه مطلب
کامم از تلخی غم چون زهر گشت/ به یاد مهران قاسمی
نقدی بر بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر
اگر چه از جشنواره موسيقي فجر بيش از يك هفته ميگذرد اما نقد و ارزيابي چند و چون برگزاري آن همچنان بحث محافل موسيقايي است.از قرار دیالوگی هم بین آقای علیزاده و جناب روشن روان درباره کیفیت برنامه های جشنواره موسیقی فجر در گرفته است که آقای روشن روان هم در پاسخ گفته اند که به زودی پاسخ سخنان آقای علیزاده را خواهند داد. نوشته زیر البته بسیار پیش از سخنان اقای علیزاده( دقیقا دو روز بعد از اختتامیه) نوشته شد . اما به دلیل مشغله فراوان در برپایی نخستین نمایشگاه موسیقی و آثار شنیداری انتشار عمومی آن به تاخیر افتاد.{ نقدی بر بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر}
درباره روزنامه کارگزاران/ پیش در آمد
اما این روزها درگیر جشنواره موسیقی فجر و نخستین نمایشگاه موسیقی و آثار شنیداری بودم و هستم . ضمن آنکه در صددم اطلاعاتم را در زمینه نحوه برخوردی که دست اندرکاران روزنامه کارگزاران با برو بچه های تیم پیشین داشته اند افزایش دهم تا اگر مطلبی می نویسم اطلاعات دقیق تری را در اختیار دوستان قرار دهد.
این نکته را هم اضافه کنم که من به اتقاق آقای صدفی و علی کدخدازاده و البته برخی دوستان دیگر تا کنون حقوق معوقه خود را دریافت نکرده ایم و شنبه گذشته هم که آقای توکلی از طرف کمیته حل اختلاف انجمن به نزد آقای شاپوریان برای حل مسئله بچه ها رفت می گفت که برخورد مثبت بوده و قول دادند که در اسرع وقت حق الزحمه ها را بدهند . اما از قرار مشکلی تازه تر رخ نموده است و آن عدم به کار گیری نیروهایی است که دراین روزنامه کار می کردند .
جشنواره فجر و درد های کهنه
اما آنچه که در این بخش اسباب تاسف است برنامه ریزی دست اندرکاران است که حتی به جشنواره های منطقه ای هم نمی رسد. این که ۲۳ سال از جشنواره ای بگذرد و هنوز یک بروشور در داخل سالن وجود نداشته باشد که بدانی نوازندگانی که بر صحنه اند کی اند و چه قطعاتی می نوازند بسیار تاسف آور است. بگذریم از این که مشخص نبودکه چرا برنامه ها درست در شب یلدا شروع شد.شبی که کمتر کسی از منزل بیرون می آید . به گمان من بازنده اصلی امشب گروههایی بودند که با از خود گذشتگی به سالن های خالی و یا نیمه پر پا گذاشتند.از قرار دست اندرکاران جشنواره این نکته را درباره تالار وحدت فراموش نکرده بودند بنا براین نوبت دوم اجرای تالار وحدت خالی بود و کسی هم توضیح ندادکه چرا گروهی در این بازه زمانی درتالار وحدت اجرای برنامه نداشت.

