تبليغاتX
سربانگ

25 سال بعد از تصرف انتشارات امیر کبیر

۲۹ خرداد ۱۳۶۲ روزی است که انتشارات امیرکبیر از دست عبدالرحیم جعفری، مالک آن در آورده و به سازمان تبلیغات اسلامی واگذار ‌شد.

روایت عبدالرحیم جعفری از این روز نشان می‌دهد که او هیچ تمایلی برای واگذاری یا به قول خودش"صلح" اموال خود نداشت و تلاش‌های پیش از این روز و حتی بعد از آن او، در اثبات مالکیتش بر امیرکبیر، که تا به امروز هم ادامه دارد، گواه این ادعا است.

جعفری البته تلاش‌هایش را برای بازپس گیری امیر کبیر ادامه می‌دهد و درنهایت می‌تواند حکم دادگاه عالی، به ریاست آیت الله موسوی بجنوردی را مبنی بر بازگشت اموالش را بگیرد، اما این تلاشهای قانونی در مرحله عمل با مقاومت روبرو و سبب می‌شود که وی نتواند کاری از پیش ببرد.

 

 جالب آنکه در سال ۱۳۸۳ در مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی مجلس بزرگداشتی برای خدمات جعفری ترتیب می‌دهند و بهاء الدین خرمشاهی در همان نشست در سخنانی از ستمی ‌که بر جعفری رفت یاد می‌کند و خواستار بازگشت انتشارات امیرکبیر به جعفری می‌شود و کار‌تا آنجا پیش رفت که نمایندگانی از طرف مدیر وقت امیر کبیر در همان مراسم حضور یافتند و به جعفری هدیه‌ای اهداء‌ می‌کنند. سخن عبدالرحیم جعفری در این مراسم معنادار بود؛ آنجا که گفت: "از اموال من به من هدیه می‌دهند."

غير مرتبط با متن:نعمت الله جهانبانويي، مدير مجله فردوسي دوشنبه گذشته در گذشت و ساعت ۹ صبح فردا قرار است پيكر وي از جلوي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران تشييع شود.

جهانبانويي از اين منظر كه براي نخستين بار به پرداخت حق الزحمه به روزنامه نگاران توجه جدي نشان داد و سنتي را بنا گذاشت كه هنوز كه هنوز است وبعد از سالها روزنامه ها و مجلات ايراني كمتر به‌ آن اعتنا دارند، كار قابل ستايشي كرد و البته از حق نبايد گذشت كه مجله فردوسي در سالهاي دهه ۴۰ از جمله تاثير گذارترين نشريات ايران به شمار مي رفت. خداوند رحمتش كند.

براي كسب اطلاعات بيشتر درباره زنده ياد جهانبانويي سيد فريد قاسمي در كتاب تاريخ شفاهي مطبوعات) نشر ققنوس -۱۳۸۲  گفت و گويي مفصل با ايشان انجام داد كه بعد ها هم تلخيص شده آن به نوعي در دو شماره روزنامه شرق منتشر شد.

روزگار رفته عمر(بخش اول) و روزگار رفته عمر (بخش دوم)

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 6:35 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

درباره کنسرت لطفی و ...

 

هر آدمي‌در مسير زندگي خود با گذشته خويش سنجيده مي‌شود  ومحمد رضا لطفي نيز. لطفي گذشته فردي نوآور در موسيقي بود، مضراب‌‌هايش بر تار نيز نه تكرار گذشته بلكه حل كننده برخي از ظرفيت هاي مضراب زني گذشته موسيقي سنتي و تار نوازان و سه تار نوازان نامي‌با برخي از گونه هاي مضراب زني و زخمه زني موسيقي هند و نوازندگان آن بوده است كه به شكلي ظريف ودقيق در تار و پود تارنوازي وي چيده شده و شخصيتي خاص و مستقل به نوازندگي وي داده است.

اين ويژگي در ملودي سازي و آهنگ سازي وي هم بروز و ظهور خاصي داشت. هنوز بسياري قطعات ماهور (چاووش 6 با صداي شجريان)،شوشتري (به گمانم چاووش 4 با صداي ناظري)، و تصانيفي چون به ياد عارف و داروك  و... را به ياد دارند. قطعاتي كه به دليل تراكم ملودي‌هاي خوب و گوشنواز و البته بكر، همچنان در حافظه‌ها مانده و مدام تكرار مي‌شود. در كنسرت اخيرلطفي اين لحظات كمتر تكرارو شنيده شده است، همچنانكه در آلبوم تازه وي كه ضبط شده  و اندكي توسعه يافته بخش سوم كنسرت وي است،‌ اين لحظات جز در برخي قطعات (همانند چهارمضراب آوازي) كمتر تكرار شده است.

غیر مرتبط با متن:مرحله نخست مجمع عمومی کانون سازسازان از جمله پرتحرک ترین مجامع نوبت اول بوده است.در حالی که در مجامع دیگر(به جز کانون خوانندگان موسیقی سنتی) تقریبا اتقاق خاصی نیفتاد اما در مجمع سازسازان سخنان بسیار گفته شد.{مشكلات سازسازان در مجمعي كه به نصاب نرسيد}.در ضمن از فردا(پنج شنبه)نوبت دوم انتخابات مجامع عمومي كانون‌هاي خانه موسيقي آغاز مي‌شود. دراين نوبت اگرچه با هر تعداد مجمع قانوني است ُ اما هرچه تعداد شرکت کننده در یک انتخابات صنفی افزونتر باشد وزن و اعتبار آن انتخابات و نیز افرادی که انتخاب می شوند ارج و قرب افزونتری خواهد داشت.{زمان برگزاری انتخابات خانه موسیقی در نوبت دوم}

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 2:13 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

چرا چنين شد/پيش فروش بليت هاي کنسرت شجريان و سرگرداني هاي مردم

 
 
لايه دوم ماجرا که علت اصلي هجوم و تقاضاي شگفت انگيز به کنسرت استاد شجريان در آن نهفته، البته عميق تراست و ريشه هاي پيچيده تري دارد که بخشي از آن برمي گردد به نوع نگاه به هنر و به خصوص موسيقي از سوي دولت و نهاد حکومت(در تمامي دوره هاي آن) و بخشي ديگر بازمي گردد به بلاتکليفي رسانه ملي درباره موسيقي.
 اينکه موسيقي ارائه شده از سوي استاد شجريان همان موسيقي است که دست اندرکاران نظام جمهوري اسلامي از آن به عنوان موسيقي فاخر ياد مي کنند، تقريباً امري بديهي است. (نگارنده به اختلاف نظر شخصي آقاي شجريان با دولت و اينکه هيچ علاقه يي به هنرمند دولتي بودن و رسمي شدن ندارد کاري ندارد، بلکه نوع موسيقي ارائه شده از سوي ايشان را مورد توجه قرار مي دهد که با گفتمان رسمي جمهوري اسلامي در تلائم و ملاطفت تام و تمام قرار دارد).
 در چنين بستري انتظار طبيعي اين است که نظام براي تبليغ اين نوع موسيقي و مقابله با موسيقي غربي همان انرژي و تواني را صرف کند که مثلاً براي ساختن يک جاده يا سد يا رساندن گاز به دورترين نقطه کشور صرف مي کند. اگر نظام پذيرفته است که امکانات را بايد به يک شکل در سرتاسر کشور توزيع کرد، آيا امکانات فرهنگي و هنري جزء نيازهاي مردم نيست؟ و نبايد همانند ديگر امکانات اقتصادي و سياسي توزيعي عادلانه يابند؟
 
این نوشته در صفحه آخر روزنامه اعتماد امروز منتشر شده است.
 
غیر مرتبط با متن:خبرگزاری فارس هم سه روز توقیف شد.من کاری به خط وطیف فکر این خبرگزاری ندارم که بارها روزنامه نگاران و به خصوص انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران را مورد نوازش قرار داد. اما همچنان که بارها نوشته ام توقیف رسانه کاری غیر اخلاقی است و به خاطر یک خبر نباید رسانه ای را تعطیل کرد. متاسفانه مشی  اخیر هئیت نظارت بر مطبوعات و رسانه های خبری  در توقیف مطبوعات مشی ای غیر قانونی است و جالب توجه این که خبرگزاری فارس مقاومت کردو در همین اثنا برخی نکات غیر قانونی این رفتار را در سایت خود انعکاس داد.{عضو هيئت نظارت بر خبرگزاري‌ها از عدم دعوت خود خبر داد}
اما پرسش این است که اگر سایت یا خبرگزاری دیگری چنین کاری می کرد همین غمض عین را دولت دربرابرش نشان می داد.
در هر حال زمان توقیف این خبرگزاری کوتاه است و همکاران ما به مانند خبرگزاری ایلنا بی کار نمی شوند و همین خود برکت و نعمتی است که دراین سیه بازار باید شکر گزارش بود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 9:10 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

ساماندهي موسيقي؟اطلاعات و آمار كجاست؟

 

 

در دفتر موسيقي وزارت ارشاد هم يك تن بود كه دغدغه اين گونه مسائل را داشت.كارشناسي خبره(در رشته جامعه شناسي) و مديري با سابقه در زمينه موسيقي  كه تازه برادر شهيد هم هست ،اما هيچگاه اين امتياز معنوي را دستاويزي براي پست و مقامي‌نكرد و وقتي هم اواخر سال گذشته عذر وي را خواستند جل و پلاسش را بي هيچ سر و صدايي جمع كرد و رفت و الان هم در حال سامان دادن نهادي مدني در زمينه موسيقي پاپ است ،‌همچنانكه در شكل گيري خانه موسيقي هم از پي گيران اصلي و اوليه  به شمار مي‌رفت.

جالب آنكه تمامي‌افرادي كه در شوراي راهبردي موسيقي وزارت ارشاد عضو هستند به خبرويت و كارشناسي اين فرد در اين زمينه اذعان دارند اما يك تن نپرسيد كه چرا آقاي فلاني در اين شورا عضو نيستند؟و چرا ايشان به راحتي آب خوردن از دفتر امور موسيقي كنار گذاشته شد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت 2:42 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |