گفت وگویی کوتاه با استاد حسن کسایی
.jpg)
من هم پی گیر نشدم تا اینکه دوباره چند نفر دیگر هم تماس گرفتند. فکر کردم بهترین کار برای زدودن هر شایعه ای صحبت با خود استاد و انعکاس آن از طریق رسانه ای عمومی است. ابتدا زندگي نامه كاملي از ايشان را در يك چانگ آوردم وسپس تلفن را از استاد داود گنجهاي گرفتم و به استاد کسایی زنگ زدم .بعد از چند سال همان صدای توپر و حماسی اش با لهجه غلیط و کشدار اصفهانی را شنیدم و بعد از حال و احوالی مختصر از وی خواستم که از کارهای تازه اش بگوید.{گفت وگوي همشهري آنلاين با استاد حسن كسايي
آخرين ديدار حضوري با استاد را در اوايل دهه هفتاد به ياد دارم كه گفت وگويي بلند هم باوي داشتم كه بخشي را در روز هفتم همشهري انعكاس دادم با اين مطلع از مولوي كه:
دم كه مرد نايي اندر ناي كرد
در خور ناي است و نه در خورد مرد
و انصافا كه دانش و توانايي هاي استاد كسايي در موسيقي ايراني ودركي كه وي از اين مقوله دارد، بسي فراختر و گشاده تر از سوراخ نياي است كه برخي از مهمترين تحولات ساختاري اش را هم مديون حناب كسايي است. خداوند حفظش كند.
درباره خبر voa /بياعتنايي يك خبرنگار به اصول اين حرفه
در نهايت به منبع اصلي شنيدن اين خبر رسيدم و دريافتم كه اين اتقاق افتاده است و خبرنگاري كه پشت تلفن قول اخلاقي داد كه نقل قولي از من نكند ، زير قولش زده و اصل اخلاقي حرفه روزنامه نگاري را زير پا گذاشته است.
قصد ندارم قضاوتي درباره كليت بخش خبري و تحليلي voa داشته باشم ، اما كار اين خبرنگار محترم را غير حرفهاي ميدانم . قطعا شبكهاي خبري مثل VOA بايد نظام نامه تحريريه داشته باشد و قطعا در آن نظام نامه بايد موضع آن را درباره مجموعه ای از اصول بنيادی حرفه خبري به روشنی بيان کند.
در هر حال تا آنجايي كه نگارنده خوانده است نظامنامه بيانيه ای است درباره اينکه يک خبرنگار به هنگام پژوهش، مصاحبه، ويرايش و نگارش يک مطلب بايد چه رفتاری داشته باشد.
اميدوارم اين همكار رسانهاي و نيز دست اندركاران و سياست گذاران voa به نكاتي كه نوشتهام توجه كنند و در اصلاح آن بكوشند و بي اطلاعي يك فرد از يك خبر ،كه امري طبيعي است، را به نام تكذيب انتشار ندهند و اين گونه اسباب بي اعتمادي ديگران را نسبت به رسانه خود فراهم نسازند، چرا كه اعتماد مهمترين سرمايه يك رسانه است و هنگامي كه گوهر اعتماد از يك رسانه رخت بربندد ، طبيعي است كه بازگرداندن آن سخت ،دشوار و طاقت سوزخواهد بود.
مرتبط با متن: امروز هم رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران نامهاي به نمايندگان مجلس نوشته و ضمن يادآوري سوگندي كه براي نمايندگي خوردهاند ، از آنها خواسته كه اجازه ندهند وزارت كار و ارشاد چنين رفتارهاي غيرقانوني را در پيش بگيرند. من متن كامل اين نامه را در پايان نوشته اصلي ام گذاشته ام.
ادامه مطلب
بيانيه مشترك شوراي عالي و هيئت مديره خانه موسيقي/حركت صنفي؛ به ضخامت لبه تيغ
بیانیه شورای عالی و هیئت مدیره اين نهاد مدني صنفي ميتواند آغازگر فصل تازهاي از تلاشهاي اين نهاد باشد كه برخلاف نهادهاي ديگر عرصه فرهنگ وهنر تا كنون كمتر سعي كرده است مشكلات و موانع پيش روي صنف خود را به حوزه هاي عمومي تري بكشاند.

مهمترين ويژگي اين بيانيه را مي توان در چند نكته خلاصه كرد:
اول: نفس اين بيانيه از فاصله گرفتن اهالي موسيقي از حركت ها و انتقادات يا پيشنهادات تك ساحتي به سمت حركتهايي با پشتوانه جمعي حكايت ميكند.
اگر تا ديروز شجريان به عنوان شخص حقيقي معترض رفتار غير قانوني صدا و سيما در استفاده از آثار هنرمندان بود ، يا به مطالبه هزينه از هنرمندان از سوي نيروي انتظامي انتقاد داشت، و هنرمندان ديگري چون حسين عليزاده، پرويز مشكاتيان شهرام ناظری يا سيد عبدالحسين مختاباد( در نامه انتقادی که در روزنامه شرق منتشر شد) معترض برخي برخوردهاي غير قانوني نسبت به موسيقي شده و مي شدند و يا دست اندركاران خانه موسيقي هم هر از گاهي به برخي رفتارها معترض ميشدند، اكنون تمامي اين افراد در زير يك پرچم به نام خانه موسيقي گرد آمده و مشكلات وموانع خود را از زبان نمايندگان خود بيان ميكنند.
غیر مرتبط با متن:از دوستان روزنامه نگار شنیدم که مدیرکل مطبوعات داخلی در نامه ای که روز گذشته به برخی از مدیران مسئول مطبوعات نوشته از آنها خواسته که اخبار انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران را پوشش ندهند چون این انجمن منحل شده است.
در این باره متن پاسخی که آقای مزروعی به ایشان داده اند را در پایین مطلبم در همین پست می آورم و و خلاصه می گویم که انجمن صنفی به لحاظ حقوقی منحل نیست این سخنان حرف زور است و نه قانون و اتقاقا برابر قانون اساسی و قانون مطبوعات این مقام محترم کار خلاف قانون مرتکب شده است و سخن خلاف قانون گفته است که به نظرم انجمن صنفی باید از ایشان به دادگاه شکایت کند.
در هر حال متن نامه آقای مزروعی هم محترمانه است وهم با استدلالات حقوقی آمیخته.
ادامه مطلب
سخني درباره دولت و حمايت ازموسيقي/تشتت نظري ، ناكارآمدي عملي
بخشي از سخنان آقاي شجريان درباره ممانعت از برگزاري كنسرت در زادگاهش نمونهاي عمومي و قاعده مند و البته شاخص از نحوه رفتار و اصولا حمايت از موسيقي در ايران است و نشان ميدهد كه دست اندركاران فرهنگي و به خصوص موسيقايي هيچ نظريه فرهنگي دقيقي در اين زمينه ندارند و فقر و تشتت نظري در اين حيطه بيداد ميكند و همين تشتت در نظر ،چنين برخوردهايي در سطوح عملي را سبب ميشود:
«ما تقریبا فقط در اصفهان کنسرت داشتیم و چند سال پیش در شیراز. در سایر شهرستانها ما با مشکل مواجه هستیم. چون فضا در شهرستانها پیوسته در حال تغییر است یعنی با تغییر یک شهردار، استاندار، و یا امام جمعه همه سیاستها تغییر میکند. در چنین جوی نمیتواند کنسرت داد. ما با مشکلاتی از این قبیل روبرو هستیم وگرنه من ترجیح میدهم در داخل ایران برنامههای خود را اجرا کنم و مشکلات دوری از وطن و این سختی را دیگر نخواهم داشت. ولی مدیران دولتی و کسانی که در راس امور هستند مانع تراشی میکنند. برای مثال، من در شهر خود مشهد برای 30 سال است که نتوانستهام کنسرت بدهم. چون جوی بر این شهر حاکم است که گروهی که مخالف موسیقی هستند نمیگذارند کنسرتی برگزار شود.»(گفت و گو با سایت فارسی بی بی سی)
غیر مرتبط با متن۱: برخی از روزنامه نگاران که دغدغه های صنفی دارند و وضعیت بحرانی انجمن راهم پی گیری می کنند وبلاگی با عنوان صدای روزنامه نگاران مستقل راه اندازی کرده اند که اخبار واطلاعات مربوط به انجمن و وضعیت کنونی اش در آن انعکاس یافته است.
غیر مرتبط با متن۲:انتخابات کانون نویسندگان خانه موسیقی(یاهمان کانون پژوهشگران)عصر امروز در محل خانه موسیقی برگزار شد. گزارشی که هیئت مدیره ارائه داد و البته عمده زحمت تدوین آن بر عهده جناب ساسان فاطمی گرامی بود می تواند نمونه ای از فعالیت های صنفی این کانون در جهت اهداف کلان خانه موسیقی باشد و نشان دهد که می توان کار کرد.{برگزاري انتخابات كانون نويسندگان خانه موسيقي}
ادامه مطلب
درباره انحلال انجمن صنفي روزنامه نگاران/فرزندم تو بايد از بين بروي!!
مدير كل سازمانهاي كارگري و كارفرمايي وزارت كار و امور اجتماعي هم در يك گفت وگوي با خبرگزاري فارس نكاتي را آورده است كه اگر چه به شفاف شدن ماجرا كمك ميكند، اما از قرار وظيفه خويش و اسلافشان در وزارت كار را از ياد بردهاند.{بنیان انجمن صنفی روزنامه نگاران سست گذاشته شده است} اين جناب نفرموده اند كه چرا وزارت كار و كارشناسان آن كه اين همه دستمزد و حقوق ميگيرند كه آيين نامه هايي بنويسند كه همين جزييات در آن لحاظ شده با شد ، درباره انجمن صنفي واساسنامه آن چنين نكردند.
بخش دوم و سوم گفتههاي مدير كل كارگري هم خواندني است. به خصوص آنجايي كه ايشان در جاي جاي نوشتهاشان از انتخابات زود رس خبر مي دهند و متعرضش مي شوند. اما نمي دانند كه تمامي انتخابها زودتر برگزار مي شود. يعني اگر مجلس سوم خرداد آغاز به كار ميكند انتخاباتش اسفند برگزار مي شود و يا رياست جمهوري كه رسما كارش را ۱۸ مرداد آغاز ميكند وانتخاباتش درخرداد يا تير است.
اين يك اصل بديهي حقوقي است و از ابتداييات فلسفه حقوق كه اگر قانون اشكال دارد ، قانون را بايد تغيير داد نه آنکه جان آدمها و نهاد ها را ستاند و از بینشان برد.اگر قانون و آيين نامه اشكال دارد بايد مفاد آيين نامه را تغيير داد ، نه آنكه نهادي را منحل كرد.
حكايت اين دوستان مثل پدر ومادري را مي ماند كه فرزندي را به دنيا بياورند و بعد از 11 سال بگويند«فرزندم ، تو بايد از بين بروي چون براي بعد از 11 سالگي ات ما آيين نامه اي نداريم»
ادامه مطلب

