تبليغاتX
سربانگ

پيشنهادي براي ساخت مجموعه‌هاي مناسبتي


در يكي دو هفته‌اي كه از پخش سريال‌هاي تلويزيوني ويژه ماه مبارك رمضان مي‌گذرد، انتقادات چندي به كيفيت پخش اين سريال‌ها وارد شد

علاوه بر منتقدين و افكار عمومي، شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما هم وارد ميدان شد و بعد از سال‌ها به شكل علني به انتقاد از يكي از سريال‌ها پرداخت و رئيس اين شورا در اقدامي تازه‌تر خواستار قطع پخش اين سريال شد.اگر چه مدير شبكه سوم سيما از ادامه پخش اين سريال خبر داد و انتقادات وارده از سوي شوراي نظارت را در حد واندازه همان انتقادات عمومي دانست.[سريال بزنگاه ادامه خواهد يافت]

پرسش اساسي اين نوشته‌اين است كه كيفيت يك سريال را چه عواملي تعيين مي‌كند و دست اندركاران صدا و سيما براي انتخاب كارگردانان و تهيه كنندگان برنامه‌هاي مناسبتي، به خصوص سريال‌هايي كه براي ماه مبارك رمضان پخش مي‌شود،‌ چه شيوه‌اي را در پيش مي‌گيرند.

با توجه به‌اين‌كه تاريخ پخش اين سريال‌ها از قبل مشخص است و اقبال عموم مردم به ديدن اين سريال‌ها هم معلوم، پس مسئله‌اي به عنوان كمبود زمان در اين فرآيند جايي ندارد و دست اندركاران صدا و سيما از همان فرداي پايان ماه رمضان و برخي مناسبت‌هاي ديگر چون ايام محرم يا عيد و جشن‌هاي دهه فجر اين فرصت و امكان زماني را دارند كه تيمي را براي نگاه كيفي‌تر به توليدات تجهيز كنند.

‌اما آنگونه كه اخبار و شنيده‌ها و حكايت دارد، عمده اين كارها در دقايق نود به تصويب مي‌رسد و همين امر كنترل كيفي كار را دچار تلاطمات جدي مي‌سازد و در نهايت كار به جايي مي‌رسد كه سريالي همانند «بزنگاه» به رغم سوژه خوب، به دليل ضعف‌هاي فراوان در فيلمنامه و شخصيت پردازي و بازي‌هاي ضعيف و ضعف كارگرداني  و آب بستن‌هايي كه طبيعي اين گونه سريال‌ها شده است،‌ به محل مناقشه تبديل شود.[انتقاد شوراي نظارت بر صدا و سيما از سريال‌هاي ماه مبارك رمضان]

شايد توجيه عوامل فيلم براي توليد همزمان اين گونه سريال‌ها، به دليل محدوديت وقت، تا حدودي پذيرفتني باشد، اما اين كه فيلمنامه اين گونه سريال‌ها هم همزمان با دكوپاژ صحنه نوشته شود،‌ از چيزي جز بي برنامه‌گي خبر نمي ‌دهد.

شيوه كنوني صداو سيما مراجعه به كارگردانان و نويسندگان شناخته شده، است كه در نوع خود امري قابل اعتنا است ،‌اما به دليل همان فرصت زماني محدود كيفيت كارها بسيار پايين مي‌آيد. به همين دليل دست اندركاران صدا و سيما علاوه بر استفاده از اين شيوه بايد شيوه‌هاي ديگري را هم براي كار بيازمايند كه از جمله آنها فراخوان دادن براي نوشتن فيلمنامه و به جايزه گذاشتن آن است.

در اين شيوه با گذاشتن جايزه‌اي مناسب و با قيمتي بالا مي‌توان عموم فيلمنامه نويسان را به دادن سوژه دعوت كرد و با تعيين تيمي از فيلمنامه نويسان شاخص و داوران كاركشته و پيشكسوت اين شاخه،و البته معرفي آنها در منظري عمومي، به ارزيابي طرح‌ها و فيلمنامه‌ها پرداخت و در نهايت كارهايي با كيفيت افزونتر را به مراحل بعدي راه داد و به برندگان ضمن دادن جايزه، اين فرصت را داد كه فيلمنامه‌هاي آنها را هم به كارگردانان شناخته شده براي ساخت سفارش دهند.

اين گونه هم فرصتي براي تعمق دقيق‌تر در كارها به وجود مي‌آيد و هم اينكه فضايي براي استعدادهاي تازه فراهم مي‌شود و البته امكان انتخاب بيشتري براي صدا و سيما فراهم مي‌شود و هم در ديگر سو، رقابتي جدي براي كار ايجاد مي‌شود.

این نوشته در همشهری آنلاین کار شده است

+ نوشته شده در شنبه 30 شهریور1387ساعت 4:25 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

بي اخلاقي يك روزنامه / دفاع از يك روزنامه‌نگار

روز گذشته روزنامه كيهان درنوشته ای خبری{خورشید برای چه کسانی می درخشد} به يكي از دوستان روزنامه نگار نسبت‌هايي را داد كه هر كسي كه اين روزنامه‌نگار باتجربه و خلاق را مي‌شناخت، از خواندن آن يادداشت ياد آن ضرب المثل معروف مي افتاد كه« خود كاري نمي‌كنند ،اما از اينكه ديگران هم كاري مي كنند در رنج و تعب و عذاب مي افتند».

پژمان راهبر در طول كار روزنامه نگاري خود نشان داد كه مرد عمل است و البته خلاق و با ذوق. عشق وي كار روزنامه نگاري ورزشي است و از ميان ورزش هم بيش از همه به فوتبال عشق مي‌ورزد و اصولا با سياست ميانه‌اي ندارد كه در آن نوشته آمده كه وي به مشاركت رفت  و آمد داشته و يا از آقاي رفسنجاني دفاع كرده است. بعد از ظهر امروز با پژمان تماس گرفتم و ماجرا را جویا شدم که گفت من نه سیاسی ام ونه پایم یک بار به دفتر حزب مشارکت باز شده و نه در میدان ولی عصر برای آقای هاشمی تبلیغ کرده ام. من یک روزنامه نگار حرفه ای ام و حوزه ام هم ورزش و جامعه است.

سخنان آقای راهبر اگرچه مدعیات اصلی نوشته کیهان را زیر سوال برد اما این پرسش هم باقی است که  رفتن به دفتر مشاركت و يا دفاع از هاشمي رفسنجاني تا كنون در اين كشور جرمي تلقي نشده است كه روزنامه كيهان و نويسنده هتاك آن چنين به خروش آمده‌‌اند.

 از همان سال‌هاي اواخر دهه هفتاد كه در روزنامه آفتاب امروز و بخش ادب وهنر وانديشه آن سرگرم كار بودم، پژمان هم همكار ما در بخش ورزشي بود و مسئوليت اين بخش را او عهده دار شد. زماني كه اصغر رمضانپور سردبيري اين نشريه را عهده دار بود. به گمانم پژمان راهبر از همين روزنامه  نوعي خاص از ورزشي نويسي را باب كرد كه بعدها خود به ژانري در ورزشي نويسي تبديل شد.

بعدها كه پژمان به روزنامه همشهري آمدو دبيري بخش ايرانشهر اين نشريه را به عهده گرفت. همين ژانر نوشتن را به حوزه هاي ديگر روزنامه نگاري تزريق كردو الان بخشي از ادبياتي كه همشهري جوان، نسيم هراز و ... از آن بهره مي برند هم از اين سبك نوشتاري بهره مي‌برندو به آن شهره‌اند. نوعي خبر و گزارش «نرم» كه بومي شده و پذيرفته و به خوبي در ساختار روزنامه نگاري ايران جا افتاده است و روز به روز هم هواداران خاص خود را پيدا مي‌كند. اين كه دست اندركاران روزنامه خورشيد به سراغ وي آمده‌اند ، اتفاقا انتخاب خوب ومناسبي كرده‌‌اند. و مي‌توان گفت از جمله توفيقات اين روزنامه همين انتخاب خواهد بود.

پژمان عاشق روزنامه نگاري است و گاه مي‌شد كه تا نيمه‌هاي شب در روزنامه مي‌ماندو كار مي‌كرد و به گمانم آنقدر در روزنامه نگاري سرش را شلوغ كرده است كه وقتي براي كارهاي ديگر ندارد.

برخي از نكاتي كه در اين نوشته درباره پژمان راهبر آمده مصداق توهين وافترا و البته قابل پي گرد قضايي است.

شايد اگر ما قوه قضاييه‌اي پي گير داشتيم و البته همان روزنامه خورشيدو دست‌اندركاران آن اندكي حميت صنفي وعرق كاري داشته باشند، بايد روزنامه كيهان و نويسنده اين يادداشت را به دادگاه بكشانند و از وي بابت اين افتراهايي كه به روزنامه نگاري زحمت كش وعاشق اين حرفه زده است،توضيح بخواهند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 6:38 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

نگاهی به کنسرت گروه دستان و همایون شجریان

 استاد شجريان يك چيز دارد كه نه همايون ونه خوانندگان ديگر (به جز شهرام ناظري) هنوز به آن دست نيافته‌اند و آن «طرح آوازي»است.

در «طرح آوازي» آوازخوان براي آواز خود سناريويي خاص تدوين مي‌كند. اين سناريو امكان دارد از پيش طراحي شده باشد و يا خواننده به قدري در اين كار تبحر پيدا كرده كه ناخود آگاه چنين فضايي را براي كارش تدارك مي‌بيند. مثل هنرمند بداهه‌نوازي كه سازي را مي‌نوازد. در «طرح آوازي» انتخاب شعر خوب، چفت و بست بودن آن شعر با نوع دستگاهي كه مي‌خواند و اوج و فرودهاي كار به شكلي مينياتوري طراحي مي‌شود.

خواننده هنگامي‌كه آواز شجريان پدر را مي‌شنود گمان مي‌كند كه درامي‌را مي‌خواند با تمامي اوج و فرودهايش، همچنانكه آقاي شهرام ناظري هم در برخي از آوازهايش مثل آوازي كه در آلبوم گل صدبرگ (ندانستم كه اين سودا مرا زين سان كند مجنون/ دلم را دوزخي سازد دو چشمم را كند جيحون)  و يا آوازي كه با گروه دستان در آلبوم «سفر به ديگر سو» خوانده ويا آوازي كه در آلبوم شورانگيز از خود به ياد گار گذاشته است، چنين اتمسفري را فراهم كرده است كه شنونده را بي اختيار جذب كرده و به مرور وي را در متن كار قرار مي‌دهد و آن اتقاقي كه در هنر تئاتر از آن به عنوان «كاتارسيس» يا همذات پنداري ياد مي‌شود،‌ در اينجا بين آوازخوان و مخاطب رخ مي‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت 6:33 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |

رفع ابهام وزارت کار/تا اطلاع بعدی انجمن سرپاست

پنج شنبه گذشته مجمع عمومی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران با بیش از ۹۳۰ ( دقیقا ۹۳۷)عضو به رسمیت رسید و جماعت روزنامه نگار نشان دادند که پای نهادی که خود بنایش کرده بودند ایستاده اند.

برای این مجمع تیمی از بچه های روزنامه نگار عضو انجمن تلاش وهمتی جانانه صرف کردند.هماهنگی این تیم با من بود و البته خانم مفیدی هم دراین مسیر انصافا زحمت و تلاش به خرج داد. آقای منوچهر توکلی که بیرون از انجمن هم یک گروهی را بسیج کرد تا به تمامی اعضای دارای حق رای زنگ بزنندو از انها بخواهند که در این شرایط به داد انجمن برسند. جناب هوشنگ صدفی که در دور اول بسیار تلاش کرد . خانم پروین امامی و آقای عباسی فرد  که بخش شهرستانها را هماهنگ می کرد. آقای مغازه ای هم با اس ام اس اطلاع رسانی می کردند که دست ایشان هم درد نکند.

تلاش این دوستان نتیجه داد و ثابت کرد که می توان با جدیت و تلاش وگذاشتن وقت کارهای بزرگتر از این هم انجام داد. این تیم از اوایل مرداد تا روز چهارشنبه به شکل جدی و پی گیر با اکثر اعضاء تماس گرفتند و شرایط را برایشان تشریح کردند. در این مدت البته نیروهای اداری انجمن هم انصافا سنگ تمام گذاشتند و اطلاعات و تلفن های لازم را در اختیار ما نهادند.

امید که این تجربه بتواند توشه ای شود برای کارهای دیگری که به قطع و یقین از دست روزنامه نگاران برمی آید.

نکته آخر این که از تمامی دوستانی که در انتخابات شرکت کردند و این مجمع را با رای وکالتی یا حضوری به نصاب رساندند سپاسگزاری می کنم و رای اعضایی هم که با رای خود مرا برای هیئت مدیره انجمن انتخاب کردند ُ را حرمت می نهم.{خبر مجمع عمومي در سايت انجمن صنفي }

+ نوشته شده در شنبه 2 شهریور1387ساعت 8:25 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |