ما و ماجرای کردان- نقد رسانه ها از منظر اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری
ما ( روزنامه نگاران) به عنوان قشري که مردم به ما توجه دارند و جهت دهي افکار عمومي را بر عهده داريم، نبايد همانند مردم عادي به پديده ها نگاه کنيم، بلکه بايد سطور سفيد اين کارنامه را هم رصد کرده و مورد عنايت قرار دهيم و تنها نکات سياه را نبينيم.
روزنامه نگار، به خصوص روزنامه نگاري که قرار است در حوزه سياست قلم بزند و گزارش تهيه کند، بايد به تمامي پديده ها با ديده ترديد و شک نگاه کند و ذهن و ضميرش به تمامي بازيگران صحنه سياست باشد و سعي کند همه طرف هاي درگير در بحث را منصفانه نشان داده و مواضع و استدلال هاي آنها را بيان کند، چرا که هدف اصلي ما ارائه گزارشي همه جانبه به خواننده و برکشيدن فهم وي است و به ياد داشته باشيم خوانندگان ما ضرورتاً خبر را به موازات تحول آن پيگيري نکرده اند يا حتي اگر پيگير باشند، همه جزئيات را به ياد نمي آورند، پس با ارائه پيش زمينه کار و آوردن سخنان تمامي افراد مي توانيم درک صحيح تري از رخداد را به وي انتقال دهيم.
در آموزه هاي روزنامه نگاري اخلاقي و حرفه يي، يک راه براي اينکه فرد مطمئن شود اخبار و گزارش هاي سياسي مي نويسد، نه تبليغات سياسي، اين است که هميشه به بستر و زمينه سياست هاي جاري نگاه کند. اگر به طور خصوصي با يک سياستمدار حرف مي زند يا اگر به مصاحبه يي مطبوعاتي گوش مي دهد، از خود بپرسد چرا اين فرد يا حزب تصميم گرفته اين سخنان را حالا و به اين شيوه اعلام کند. آيا خبر ديگري هست که سياستمداران مي خواهند توجه روزنامه نگاران و راي دهندگان را از آن منحرف کنند. ساير احزاب درباره اين موضوع چه مي گويند. آيا اين موضوع براي راي دهندگان اهميت دارد؟
نحوه پرداخت روزنامه ها و رسانه هاي گروهي به اين ماجرا نشان داد روزنامه نگاري ايران با روزنامه نگاري حرفه يي تا چه اندازه فاصله دارد و ما روزنامه نگاران تا چه اندازه تحت تاثير حوادث و اتفاقات و در حالي که نبايد همانند ديگران باشيم که سوار بر موج مي شوند، سوار موج شديم و بي طرفي و انصاف و توازن در درج اخبار و گزارش ها را رعايت نکرده و همراه موج حرکت کرديم.
توضیح:این مطلب در بخش ضمیمه روزنامه اعتماد مورخه ۲۸ آبان منتشر شده است.
ادامه مطلب
حاشيهاي بر گفت وگويي منتشر شده با استاد هوشنگ ابتهاج(ه.ا. سايه)
هفته گذشته از طريق دوستي پيش شماره نشريهاي به نام سرپيچ(خرداد 87)به دستم رسيد.تورقي كوتاه در آن كردم و با ديدن گفت وگويي با شاعر نامدار معاصر، هوشنگ ابتهاج سايه،يكه خوردم.به خواندن گفت وگو مشغول شدم.
يكه خوردن من از اين بود كه من روزنامه نگار حوزه فرهنگ و كتاب و موسيقي كه حشر و نشري با اين بزرگان دارم ، دو كس را نديدم كه با نشريات گفت و گو كنند و اصرارهاي فراوان اين و آن و واسطه تراشيهاي فراوان هم تا كنون ثمري نداشته است. اول استاد دكتر محمد رضا شفيعي كدكني كه تقريبا محال است كسي از وي گفت وگويي گرفته باشد؛ و دوم استاد هوشنگ ابتهاج( سايه) كه البته از ايشان من در اين سالها تنها يك گفت وگوي كم رنگ ديدم؛آن هم در ويژه نامهاي كه دوست گراميام علي دهباشي به نام استاد سايه انتشار داد.
ازدوست ناشرم _كه حشر و نشري با استاد دارد و شايد از معدود ناشراني است كه ارتباطش با جناب سايه مقيم و مستدام است_ پرسيدم، «شما كه مي گفتيد استاد سايه با كسي گفت وگو نميكند و اصرار چندين ساله ما را هم براي يك گفت و گو هنوز بي پاسخ گذاشته است، چگونه رضا داد كه با چنين نشريهاي گفت و گو كند؟»
گفت:اين گفت وگو پايهاي ندارد
پرسيدم:واقعا گفت وگويي در كار نبوده؟
گفت:نه! و سپس به استاد سايه تلفن كرد و من ماجرا را از زبان ايشان شنيدم:فردي به نام ي- ش به ديدن استاد ميرود و استاد هم به جهت فروتني خاصي كه دارد و درش به روي همه مشتاقان شعر و ادب و موسيقي و فرهنگ باز است، ساعتي را با اين جوان به گپ و گفت سپري ميكند و طبيعي است كه از هر دري سخن مي رود،از شعر و موسيقي و ادبيات و باقي قضايا.
توضیح: این نوشته در شماره دیروز روزنامه اعتماد منتشرشد
ادامه مطلب
تقليل يك كاريزما/اهل موسیقی و شجریان
ماكس وبر اصطلاح كاريزما را هميشه در معناي صفت خارق العاده اشخاص يا اشياء به كار برده است كه به آنها نيرويي بي مانند و جادويي مي بخشد(1) و شجريان در ميان اهل موسيقي اين ويژگي را دارد كه هر جا كه گام نهد ، خود مركز صقل تمامي نگاهها شود. بخشي از اين مركزيت به وجه كاريزمايي اين شخصيت بازميگردد كه خود را بر هر شخصيت ديگري تحميل كرده و آنها را در حاشيه قرار ميدهد.
توضیح:این یادداشت درشماره ۱۱ آبان هفته نامه شهروند امروز منتشر شد.
ادامه مطلب
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم/داستان خانه موسیقی و دولت
ضمن آنکه قصد اصلی این نوشته برخوردهای متناقض دولت( در اینجا معاونت هنری وزارت ارشاد و دفتر امور موسیقی) با خانه موسیقی بود و نقد رفتارهای برخی از اعضای خانه موسیقی خود نیازمند مقاله ای جداگانه است که البته پیش از این هم در نوشته هایم به آن اشاراتی داشته ام.
نکته دیگر داستان مثنوی در متن منتشره حذف شده است ولی دراینجا آن را آورده ام.
بعد از دو هفته روابط عمومی معاونت هنری وزارت ارشاد به نوشته من پاسخ داد. و البته شهروند توقیف شدو من نتوانستم به آن نوشته پاسخ دهم.پاسخ وزارت ارشاد به یک نقد
ادامه مطلب
انتقاداز جشن نهم خانه موسیقی
انتقاد بازرس خانه موسیقی از نحوه برگزاری جشن نهم
گزارش همشهری آنلاین از جشن نهم خانه موسیقی
یک توضیح:نگارنده عادت ندارد مسائل داخلی خانه موسیقی را به بیرون بکشاند اما وقتی دبیر جشن یک هفته قبل در نشست با خبرنگاران مهمترین بخش جشن امسال را داوری آثار در ۴ شاخه آهنگسازیُ نوازندگیُ خوانندگی و بهترین آلبوم می داندو نام داوران را هم عنوان می کند و درست در شب جشن شما متوجه می شوید که بایک بیانیه کلی که نام هیچ داوری هم در آن آورده نشده است سر و ته ماجرا هم می آید طبیعی است که به عنوان بازرس خانه موسیقی و برای اطلاع افکار عمومی چنین مصاحبه ای را هم صورت دهم.{سخنان پیرنیاکان در نشست با خبرنگاران}
غیر مرتبط با متن: سایت موسیقی ما با همت جمعی از روزنامه نگاران حوزه موسیقی آغاز به کار کرده است.به این دوستان وهمکاران تبریک گفته و امیدوارم که بتوانند پرانرژی و خوش نفس والبته فراوان تاثیر به کارشان ادامه دهند و این سایت را فضایی همگانی کنند برای انعکاس رخدادهای موسیقی و نقدوارزیابی جریان های درون و برون موسیقایی.
