تبليغاتX
سربانگ

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم/داستان خانه موسیقی و دولت

 

این یادداشت روز سه شنبه نوشته و برای نشریه شهروند ارسال شد و طبیعی است که اتقاقات شب جشن خانه موسیقی که با انتقاد من هم روبرو شد در این نوشته انعکاس نیافت و در پست قبلی در قالب گفت وگوی خبری انعکاس یافته است.

 ضمن آنکه قصد اصلی این نوشته برخوردهای متناقض دولت( در اینجا معاونت هنری وزارت ارشاد و دفتر امور موسیقی) با خانه موسیقی بود و نقد رفتارهای برخی از اعضای خانه موسیقی خود نیازمند مقاله ای جداگانه است که البته پیش از این هم در نوشته هایم به آن اشاراتی داشته ام.

نکته دیگر داستان مثنوی در متن منتشره حذف شده است ولی دراینجا آن را آورده ام.

جشن خانه موسيقي امسال  فرصتي را فراهم آورد تا ميزان ارادت دولت نهم و به خصوص ،‌ معاونت فرهنگي وزارت ارشاد و دفتر امور موسيقي به هنرمندان و اهالي موسيقي در محك آزمون قرار گيرد.

اگر يكي از وظايف مهم دولت‌ها را توسعه دادن نهاد‌هاي مدني و كمك به باليدن آنها بدانيم، وزارت ارشاد و به خصوص معاونت هنري اين وزارتخانه برخوردي دوگانه و گاه تناقض آميز با نضج و شكل گيري نهاد خانه موسيقي داشته است. بخشي از اين رفتار نتيجه روحيه اقتدار گراي شخصي مديران است كه در عروج از نردبان مناصب، گذشته‌ها را فراموش مي‌كنند و سعي دارند به جاي پاسخگويي و مطابق قانون رفتار كردن، ارتفاع گرفته و خود را در برج عاج بنشانند و سليقه‌ها را بر ضوابط حاكم كنند.

معاونت هنري از يك سو، به خانه موسيقي كمك مي‌كند( مطابق سرفصل كمك دولت به نهاد‌هاي مدني) و از ديگر سو براي درآمد زايي اين نهاد مانع مي‌تراشد.

 اگر چه بسياري از اعضاي كادر مركزي اين نهاد در امور موسيقي ارشاد مدخليت دارند، اما مديران ودست اندركاران معاونت هنري و دفتر امور موسيقي سعي مي‌كنند با تفكيك ميان شخصيت حقيقي و شخصيت حقوقي افراد و اهالي موسيقي رفتاري مرموزانه و پيچيده در قبال موسيقي در پيش بگيرند. براي نمونه در شوراي راهبردي موسيقي،‌ كه متاسفانه آيين‌نامه‌اي از نحوه اداره جسات آن تا كنون عرضه عمومي نشده است، چند تن از اعضاي هيئت مديره خانه موسيقي حضور دارند،‌اما مشخص نيست كه چرا خود خانه موسيقي به عنوان نهادي با بيش از هشت هزار عضو نبايد نماينده‌اي در اين نهاد داشته باشد. جالب اين بود كه وقتي نگارنده اين نكته را از يكي از اعضاي هيئت مديره پرسيد،‌ آنها آقاي نوربخش را به عنوان نماينده خانه موسيقي معرفي كردند، اما وقتي از آنها خواستم كه نامه‌اي‌ كه تقاضاي معاونت هنري از خانه موسيقي مبني بر معرفي نماينده اين نهاد، را ارائه كنند، گفتند چنين نامه‌اي وجود ندارد و ...

همين رفتار را معاونت هنري در دعوت براي افطاري وزير هم در پيش گرفت، به اين معنا كه از اعضاي هيئت مديره به صفت حقوقي دعوتي به عمل نياورد.  تمامي اين اتقاقات نشان مي‌دهد كه معاونت هنري از قدرت گرفتن اين نهاد بيمناك است و براي كمك 150 ميليوني ارشاد به خانه موسيقي در تملك مكان مسكوني اين نهاد، تعلل مي‌ورزد و بعد از 3 و نيم سال از گذشت دولت هنوز چنين رقمي را پرداخت نكرده است.

آنچه از خانه موسيقي مانده است مربوط به دولت آقاي خاتمي و كمك‌هاي شهرداري تهران( در دوره آقاي ملك مدني،و قاليباف ) است؛ نصف اين مبلغ را (300ميليون)آقاي خاتمي داد و بقيه مبلغ را هم قرار شد نيمي  را ارشاد از طرف خانه موسيقي بپردازد و نيمي ديگر را  شهردار(قاليباف)‌ببخشد. اما ارشاد تا كنون از اجراي وعده خود شانه خالي كرده ، در حاليكه 8 ماه هم به پاپان عمر اين دولت باقي نمانده است.

 جالب اين كه وزير محترم ارشاد در ديدار اوايل زمستان گذشته هيئت مديره خانه موسيقي، وعده دادند كه در اولين فرصت اين پول را خواهند پرداخت، اما اكنون كه نزديك به يك سال از آن ديدار مي‌گذرد هنوز قولي عمل نشده است. بر مورد سخنان وزير بيفزاييد قول صريح و تاريخ دار معاون محترمشان را! كه گفت اوايل شهريور اين مبلغ پرداخت مي‌شود. اكنون اما دوماهي از اوايل شهريور گذشته است و رقمي به خانه موسيقي داده نشده است؟{پاسخ مثبت ارشاد به بیانیه خانه موسیقی}

همين بدقولي ها و تناقض‌هاي رفتاري و دوصد گفته‌هاي بي كردار و عمل،‌ بود كه در نهايت شكيبايي اين قشر به قول آقاي وزير«نجيب» را لبريز كرد و آنها در اقدامي ابتكاري خواستند اين رقم را خود تمهيد كنند و آقاي شجريان به عنوان رئيس شوراي عالي اين نهاد اعلام كرد كه حاضر است به نفع خانه موسيقي كنسرت دهد. اين اقدام در نخستين  بيانيه اين نهاد صبغه عمومي پيدا كرد و و ديگراني چون ،  فخر الديني ،عليزاده و ناظري هم به تبعيت از آقاي شجريان اعلام آمادگي كردند كه به نفع خانه موسيقي كنسرت دهند.پس از سه تا چهار ماه قبل مشخص بود كه اواخر مهر قرار است جشن خانه موسيقي برگزار شود.

تا اينجاي ماجرا دولت ( در اينجا معاونت هنري) بايد خوشحال باشد كه بالاخره خود اعضاي خانه موسيقي دست در دست هم نهاده‌اند و مي‌خواهند مشكلاتشان را حل كنند، و باري  از دوش دولت برداشته خواهد شد.(همان اصل كم كردن تصدي گري كه دولت مدام شعارش را مي‌‌دهد) ‌اما آنچه در چند مدت اخير رخ داد، ماجرايي متضاد آنچيزي بود كه اهالي موسيقي و هيئت مديره حدس مي‌زدند. سنگ اندازي‌ها براي برگزار نشدن اين جشن آغاز شد،  اما به دليل آنكه هزينه چنين كاري بسيار بالا بود،‌ روشي ديگر در پيش گرفته شد،‌ و‌آن كشتن زمان، فرسوده كردن آدم‌ها در پيچ وخم هاي اداري و رفتارهاي تهوع آوري كه متاسفانه برخي مديران براي فرار از مسئوليت در پيش مي‌گيرند. مجوز اجراي كنسرت‌هاي خانه موسيقي ساعت 2 عصر روز شنبه(4 روز قبل از اجراي برنامه)داده مي‌شود. در نتيجه فرصتي براي تبليغات باقي نمي‌ماند و نتيجه اين مي‌شود كه به جز كنسرت آقاي شجريان ، بقيه كنسرت‌ها بليت فروشي مناسبي صورت نمي‌گيرد، اسپانسري هم فراهم نمي‌شود و مقصود خانه مبني بر كسب درآمد براي خريد بقيه ملك خانه حاصل نمي شود(اگر چه مقصود معاونت هنري حاصل مي‌شود).

چرا كه با شبي نزديك به 19 ميليون هزينه براي تالار وزارت كشور و اين‌كه يك شب اجراي آقاي شجريان و يك شب اجراي اركستر ملي و سالار عقيلي به خانه تعلق نمي‌گيرد، اگر هزينه‌هاي اين برنامه هم تامين شود، بايد خدا را شاكر بود.

پرسشي كه پيش روي هر آدم منصفي قرار مي‌گيرد اين است كه وقتي اجراها مشيخص است، آدم‌ها مشخص تر و  در نهايت نهادي كه قرار است متولي اين مراسم باشد، از هر دوي آنها شناسنامه‌ دارتر، دليل اين همه تاخير در دادن مجوز چه مي‌تواند باشد جز چوب لاي چرخ گذاشتن؟

در اين ميانه بايد رفتار محافظه كارانه هيئت مديره خانه را به باد نكوهش گرفت، و البته به اين هم نجابت آفرين گفت!؟

داستان نوع رفتار معاونت هنري و دفتر امور موسيقي وزارت ارشاد با خانه موسيقي آدمي را به ياد حكايت معروف شهري و روستايي مي‌اندازد كه اگر چه اندكي طولاني است اما خواندن و نظيره سازي‌اش با رفتارهاي دولت با شهروندان و نهادهاي مدني،‌از جمله خانه موسيقي در همين ماجراي جشن خانه ، خالي از لطف نيست. به خوانندگان محترم اين يادداشت توصيه مي‌كنم اصل حكايت را با نتيجه گيري‌هاي جذاب و نكته‌خيز مولانا در ابتداي دفتر سوم( ابيات 236 به بعد) بخوانند.

اما اصل حكايت: روستايي اي، هر از گاهي به شهر مي‌آمد و در خانه شهري اطراق مي‌كرد و از سفره وي بهره مند مي‌شد. چندين بار هم با عز والتماس شهري را دعوت كرد كه به روستايش بيايند و مهمانش باشند و از اين تعارفات . د رنهايت شهري به اصرار زن و فرزندش طريق سفر در پيش مي‌گيرد و بعد از گذر از كوهستان سخن و راهي سنگلاخي به روستاي مرد دهاتي مي‌رسد. وقتي بر در منزل مرد مي‌رود و‌آشنايي مي‌دهد، روستايي با شگفتي پاسخ مي‌دهد كه نمي‌شناسمت. شهري باگرمي تمام سلام مي‌كند ، ولي پاسخي نمي‌شنود. مجددا با صداي بلندتر سلام مي‌كند، ولي دوباره با نگاه سرد و مات او روبرو مي‌شود. شهري مجبور مي‌شود خود را معرفي كند و سابقه دوستي هفت هشت ساله‌خود را با او به زبان مي‌آورد و مي‌گويد:من فلاني هستم، همان كسي كه سال‌ها مي‌آمدي شهر و ... من آن صاحب خانه‌ام! روستايي مي‌گويد: چرا پرت و پلا مي‌گويي، مگر ديوانه شده‌اي، اين حرف‌ها چيست كه مي‌زني؟ و در را به روي آنها مي‌بندد.

پنج شبانه روز خواجه و فرزندانش در كوچه سر مي‌كنند و روستايي آشنايي نمي‌دهد.تا اينكه مستاصل مي‌شوند و دوباره با التماس به روستايي مي‌گويند: لااقل در اين شب باراني  و سرد ما را به منزلت راه بده تا فردا فكر به حال خود كنيم، روستايي با تكبر سري تكان و با دست، انتهاي باغ را نشان مي‌دهد و مي‌گويد: در انتهاي اين باغ ،‌آلاچيقي است كه شب‌ها كسي در آنجا تير و كمان به دست تا صبح  مراقب مي‌نشيند تا اگر گرگ يا هر درنده‌اي به باغ در‌آمد هلاكش سازد.اگر حاضري امشب نگهباني دهي مي‌تواني در آنجا بماني و والا برو پي كارت. شهري كه چنان باران وحشتناكي را مي بيند ، پيشنهاد روستايي را مي‌پذيرد و همراه عيال خود در آن مغاره نمور وتاريك مسكن مي گزينند و تير و كمان به دست مي‌گيرد و مراقب مي‌ شود. در همين اثناست كه شبخ گرگي بزرگ‌ نمايان مي‌شود. شهري تير بر چله كمان مي‌نهد و به قوت به سمت شبح پرتاب مي‌كند. حيوان نقش زمين مي‌شود و ضمن افتادن بادي نيز از او رها مي‌شود.ناگهان روستايي آسيمه سر و هيابانگ كنان خود را به انتهاي باغ مي‌رساند و فرياد مي‌زند: اي ناجوانمرد چرا كره خرم را كشتي؟ شهري با تعجب از اين سوال و ترديد در تشخصي مرد روستايي در آن شب تيره مي گويد:من گرگ را زده ام نه خر تورا. روستايي مي‌گويد: نخير. من صداي باد حيوانم را در ميان بيست باد ديگر تشخيص مي‌دهم. وقتي شهر رجزخواني‌هاي روستايي را درباره قوه تشخيص و ادراكش مي بيند ، برمي‌آشوبد و يقه اش را مي گيرد و مي‌گويد:تو كه چنين حافظه قوي‌اي داري چگونه دوست چندين ساله‌ات را نمي شناسي؟

فصل آخر اين داستان پند آموز در رمز گشايي از افرادي است كه شعارهاي بسيار مي‌دهند و وقتي هنگام عمل مي‌رسد، شانه از زير بار خالي مي‌كنند.

توضیح: این مطلب با تلخیص بخش تمثیل وداستان مثنوی در شهروند این شماره(۶۹) منتشر شد.

 

هفته بعد پاسخ وزارت ارشاد منتشر شد که البته شهروند امروز هم توقیف شد.

 

پاسخ معاونت هنری وزارت ارشاد

معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با ارسال جوابیه‌ای به دفتر مجله درباره یكی از مطالب شماره 69 واكنش نشان داده است كه در ادامه می خوانید:

پیرو درج مطلبی با عنوان «خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم» در صفحه 117 شماره 69 آن مجله به پیوست توضیحی ارسال می‌شود. خواهشمند است مطابق قانون مطبوعات و به منظور روشن شدن اذهان در اولین شماره در دست انتشار درج شود. در شماره 69 مجله «شهروند امروز» مطلبی با عنوان «خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم» منتشر شده است كه نگارنده براساس پنداشت‌ها و گمان‌ها – امیدواریم غرض نباشد – خواسته است معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دفتر موسیقی را مانع و سدی در برابر خانه موسیقی نشان دهد.

 

قصد بر این نداریم كه با پاسخگویی بحث و جدل راه بیندازیم و یا اینكه هنرمندان عزیز و پرتلاش خانه موسیقی چه اعضای هیأت مدیره كه همواره تعامل و ارتباط مناسبی با دفتر موسیقی داشته‌اند و چه دیگر اعضای این نهاد را خاطر آزرده شود. اینكه با تأخیر این مطلب ارائه می‌شود هراس از همین بود كه بی‌جهت برداشت تقابل از آن شود. اما از آنجا كه ضرورت دارد مخاطبان آن نشریه در جریان امور قرار گیرند، مطالبی براساس مستندات و مدارك نه برپایه پنداشته‌ها و گمان‌ها ارائه می‌شود.

1-‌ شورای راهبردی موسیقی كشور تركیبی از استادان صاحب‌نظر در حوزه موسیقی، چهره‌های دانشگاهی، معتبر و كارشناسان برجسته است و سیاست‌های كلان و راهبردی موسیقی كشور را بررسی و تدوین می‌كند، این تركیب همواره از حضور چهره‌های برجسته موسیقی فعال در نهادهایی همچون خانه موسیقی، حوزه هنری، مركز موسیقی صداوسیما و... بهره برده است و در این میان اعضای هیأت مدیره خانه موسیقی بیشترین آمار و درصد اعضای ثابت را داشته‌اند، لذا ابهام و نكته رمزآلودی در این تركیب وجود ندارد، گو اینكه تلاش نویسنده محترم برای مرموز جلوه دادن آن نیز ناموفق می‌نماید.

2-‌ معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم افطار هنرمندان چون سال‌های گذشته – نگارنده به اشتباه فقط عنوان كرده است كه امسال از اعضای هیأت مدیره به صفت حقوقی دعوت به عمل نیاورده است – از هنرمندان رشته‌های موسیقی، تئاتر و هنرهای تجسمی برای حضور دعوت كرده است البته متأسفانه به لحاظ محدودیت فضا و امكانات امكان میزبانی تعداد بیشتر هنرمندان وجود ندارد.

 

هنرمندان تجسمی، موسیقی و تئاتر در سال‌های گذشته نیز به همین شیوه دعوت شده‌اند و هنرمندانی از اعضای هیأت مدیره‌های تشكل‌های صنفی مانند خانه موسیقی و خانه تئاتر نیز دعوت شدند و برداشت نگارنده كه این شیوه را دال بر تضعیف خانه موسیقی از سوی معاونت هنری می‌داند بی‌اساس است البته ممكن است عدم دعوت سهوی نگارنده – كه بازرس خانه موسیقی نیز هست – موجب این تصور و پنداشت باشد.

3-‌ (الف) مبلغ كل واریزی در سال 86 به دستور معاون امور هنری و از ردیف دفتر موسیقی به حساب خانه موسیقی 000/000/350/1 ریال بوده است. در سال جاری نیز تاكنون مبلغ 000/000/300 ریال از اعتبار معاونت هنری به خانه موسیقی پرداخت شده است.

3- (ب) گویا نویسنده محترم كه مدت‌هاست به فعالیت در عرصه موسیقی می‌پردازد فراموش كرده‌اند یكی از برنامه‌های جشن خانه موسیقی اجرای اركستر ملی ایران (تحت پوشش دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) بوده است كه یكی از اجراهای موفق خود برای دفتر موسیقی را برای این جشن ارائه نموده و عواید حاصل از آن را نیز به خانه موسیقی اختصاص داده است.

4-‌ تأسف‌بارترین بخش این مطلب ارائه گزارش غلط و نادرست در خصوص تأخیر در صدور مجوز جشن خانه موسیقی است كه عنوان شده «مجوز كنسرت روز شنبه (4 روز قبل از اجرای برنامه) داده می‌شود در نتیجه فرصتی برای تبلیغات باقی نمی‌ماند... نه اسپانسری جذب كار می‌شود... وقتی اجراها مشخص است، آدم‌ها مشخص‌تر و در نهایت نهادی كه قرار است متولی این مراسم باشد، از هر دوی آنها شناسنامه‌دارتر، دلیل این همه تأخیر در دادن مجوز چه می‌تواند باشد جز چوب لای چرخ گذاشتن؟»

 

برای روشن اذهان عمومی باید گفت كه تاریخ نامه درخواست از طرف خانه موسیقی دوشنبه 15/7/87 است كه این درخواست روز سه‌شنبه 16/7/87 به دفتر موسیقی واصل شده است و با توجه به تعطیلی اداری روزهای پنجشنبه و جمعه (18 و 19 مهرماه) در اولین فرصت ممكن یعنی روز شنبه 20/7/87 مجوز مربوط صادر شده است (مدارك در دفتر موسیقی موجود است) علاوه بر آن اطلاع‌رسانی و تبلیغات جشن خانه موسیقی از مدتی قبل از صدور مجوز شروع شده بود، پوسترهای جشن (كه در آن به همكاری دفتر موسیقی وزارت ارشاد هم اشاره شده است) پیش از ارائه درخواست و صدور مجوز چاپ و توزیع شد و نشست مطبوعاتی دبیر جشن خانه موسیقی نیز 16 مهرماه – یك روز پس از ارائه درخواست مجوز – برای تشریح برنامه‌های جشن برگزار شد بنابراین مسوولان جشن منتظر صدور مجوز نماندند كه به نظر نگارنده مانعی برای تبلیغات و درآمدزایی این نهاد صنفی باشد.

 

لذا تفسیرهای سراسر نادرست نویسنده یا ناشی از ناآگاهی مطلق نویسنده از مستندات و اطلاعات واقعی است و یا نشان از قصد و غرضی آگاهانه برای تخریب است ولو به قیمت فریب خوانندگان محترم نشریه وزین شهروند امروز – كه باز هم امید كه چنین نباشد – لذا به نویسنده محترم باید توصیه كرد كه ابتدا خود حكایت معروف را بخوانند تا شاید موفق به رمزگشایی از عملكرد خویش (كه در زمان همكاری فعال با وزارت ارشاد به‌گونه‌ای و در زمان همكاری كمرنگ به گونه‌ای سرتاپا متفاوت است) شود. در پایان بار دیگر بر تعامل و همكاری معاونت هنری و دفتر موسیقی با خانه موسیقی در این سال‌ها اشاره و تأكید می‌شود كه خوشبختانه نتایج مثبتی داشته است و امید است این ارتباط بیش از گذشته تداوم یابد چون بدون این تعامل فعالیت در این عرصه دشوار و حتی ناممكن است.

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت 5:52 PM توسط سید ابوالحسن مختاباد |