تقليل يك كاريزما/اهل موسیقی و شجریان
ماكس وبر اصطلاح كاريزما را هميشه در معناي صفت خارق العاده اشخاص يا اشياء به كار برده است كه به آنها نيرويي بي مانند و جادويي مي بخشد(1) و شجريان در ميان اهل موسيقي اين ويژگي را دارد كه هر جا كه گام نهد ، خود مركز صقل تمامي نگاهها شود. بخشي از اين مركزيت به وجه كاريزمايي اين شخصيت بازميگردد كه خود را بر هر شخصيت ديگري تحميل كرده و آنها را در حاشيه قرار ميدهد. يادم نميرود زماني كه شجريان با گروه عليزاده،كلهر،همايون كنسرت داشتند و نشست خبري هم براي اين كار ترتيب داده بودند،آقاي شجريان از روزنامه نگاران خواست كه در انعكاس اخبار به هر چهار نفر گروه توجه كنند و نه تنها وي، اما نتيجه كار آن چيزي نبود كه شجريان گفت. چرا ؟ چون در همان فن روزنامهنگاري اصلي به نام شهرت وجود دارد كه سبب ميشود افراد كمتر مشهور در حاشيه قرار بگيرند و فرد مشهورتر برجسته و بركشيده شود. وگرنه عليزاده و كلهر و همايون ، وقتي كه خود كنسرت ميدهند، بروز و ظهور ديگري دارند.
ظهور و بروز يك كاريزما در هر عرصهاي ،اين بختياري را به آن قشرو شاخه ميدهد تا بتوانند در پرتو وي به برخي خواستهها برسند.
تنها شجريان است كه ميتواند در مقابل نيروي انتظامي بايستد و به آنها رقمي پرداخت نكند. تنها شجريان است كه ميتواند،به ريئس سازمان صداو سيماي وقت نامه بنويسد و چالشي به نام حق مالكيت معنوي را براي صدا وسيما ايجاد كند. البته حكومت در تمامي دورهها سعي كرده است در برابر اين چهره شاخص موانعي قرار دهد و وي را سرخورده كند،اما سخت سري شجريان و تيزهوشي اش سبب شده، در اغلب موارد از بند چنين موانعي سربلند بيرون بيايد و همان موانع را پل و پلهاي براي خود بسازد كه بيشتر ارتفاع و اوج بگيرد.
به همين دليل است كه فعالان هر شاخهاي كه چنين فردي در ميانشان بروز كرده است، بايد مراقبت كنند شان و جايگاه كاريزما پايين نيايد و به گونهاي با وي برخورد كنند و زماني از وي بهره برند كه در خور شان و جايگاه و شخصيت وي باشد و حتي اگر آن شخصيت خود واقف به برخي امور نباشد ، اطرافيان و مشاورانش بايد به گونهاي ترتيبات امور را فراهم كنند كه وي را در ظرف واقعياش قرار دهند.
دوم:سخنراني استاد شجريان در جشن نهم خانه موسيقي درباره سازهاي ابداع شده توسط ايشان،از جمله خطاهاي استراتژيكي بود كه دست اندركاران خانه موسيقي و اين جشن مرتكب شدند. شجريان رئيس شوراي عالي خانه موسيقي است و طبيعي است افرادي كه در جشن نهم در تالار وحدت حضور داشتند، ميخواستند مهمترين شخصيت موسيقي كشور به لحاظ حقيقي و شاخص ترين شخصيت موسيقي خانه موسيقي به لحاظ حقوقي ماجرا، از كليت موسيقي بگويد ومشكلات و موانع آن را برشكافد و آنها را دلگرم كند به راه مدني كه در پيش گرفتهاند و افقي را براي آنها ترسيم كند كه در پرتو آن بتوانند مسير را بهتر از گذشته استمرار دهند.
ما اهالي موسيقي مشكلات كلان بسياري داريم، تلويزيون ساز را بي هيچ دليلي نشان نميدهد، حقوق مادي و معنوي هنرمندان موسيقي و آثارشان را بدون كسب مجوز پخش كرده و هر گونه دست كاري و حذف و اضافه را در آن روا ميدارد. ارشاد براي برگزاري يك كنسرت هزاران مانع ايجادميكند، بودجه موسيقي به رغم تاثير فراوان آن در عرصه فرهنگ و اجتماع، كمترين بودجه را در ميان هنرها دارد و تازه اين اندازه بودجه مصوب هم به موسيقي اختصاص نمييابد، دولت از برگزاري جشنواره موسيقي جوان سرباز زده و نمايشگاه موسيقي و آثار شنيداري را به موعد نامعلومي موكول كرده است و حتي به قول و قرارهاي خود احترام نميگذارد، اينها نكاتي بود كه ميتوانست از زبان استاد بيان شده و البته تاثيرات اجتماعي و خود را هم بنهد.
خانه موسيقي به عنوان نهادي كه ميتوانست با استفاده از بدنه كارشناسي و كانونهاي گوناگونش تصويري دقيق از مشكلات و موانع و راه حلهاي مختلف در اين عرصه ارائه دهد و همه اينها را ماده خام واصلي سخنان رئيس شوراي عالي خود كند، هيچ حركتي نشان نداد و نتيجه آن شد كه استاد شجريان به بالاي تريبون رفت و تنها از دو ساز خودگفت. دو سازي كه پيش از اين بارها در اين سو و آن سو از آن سخن رفته و تازگي خود را از دست داده بود.
مني كه آن شب اين سخنان را ميشنيدم بر چنين برنامه ريزي تاسف خوردم كه به جاي حفظ شان استاد وي را در اندازه يك تبليغاتچي سازهاي خود تقليل دادند. حتي اگر استاد ميخواست سازهاي خود را در اين محفل معرفي كند، خانه موسيقي بايد برنامه ريزي ميكرد و فردي ديگر چنين كاري را انجام ميداد ، ضمنآنكه معتقدم خانه موسيقي به عنوان نهادي صنفي بايد فرصتهاي اينچنيني را در اختيارديگران هم قرار دهد. درهمين امسال تا آنجايي كه نگارنده به ياد دارد، علي قمصري كوارتت زهي ايراني را ابداع كرد و كمانچه آلتو را بر همين بنياد ساخت، يا يكي از سازسازان براي تار خركي ابداع كرد كه ابتكاري بود و اين تازه اطلاعات اندك من درباره ابداعات اين عرصه است و قطعا كانون سازسازان خانه موسيقي به عنوان مرجع اصلي تحولات سازسازي در ايران( با بيش از 500 ساز ساز از سراسر كشور) كه از بسياري از اين رخدادها اطلاع دارد، ميتوانست در اين زمينه مدد كار استاد و خانه موسيقي باشد ، اما دريغ از يك مشورت كوتاه با اين كانون و جالب اين كه ساز استاد اصولا به اين كانون ارائه نشد.
ايرادات فني كه بر كار استاد گرفته شد در صلاحيت من نيست اما خانه موسيقي ودبير جشن آن مي توانستند، كار را به گونهاي تدبير كنند كه در جامعه موسيقي اين تصور پيش نيايد چهره نامداري همانند شجريان،در اندازه يك تبليغ گر سازهاي خود فرو كاسته شود. شجريان ميراث فرهنگي زنده موسيقي ماست و بايد ارج و قرب وي را بيش از اين پاس بداريم.
1- سيماي فكري ماكس وبر، نوشته راينهارد بنديكس، ترجمه محمود رامبد، نشر هرمس،تهران 1382،ص 327
توضیح:این یادداشت درشماره ۱۱ آبان هفته نامه شهروند امروز منتشر شد.

