مدير فراوان تاثير/درباره استعفاي خجسته، معاون صداي سازمان صدا و سيما
در عالم روزنامه نگاري برخي رخدادها جلب توجه به آن موضوع يا فرد را سبب ميشود، به خصوص كه اين رخداد در پيوند با كار روزنامه نگاري و رسانه باشد.
استعفاي آقاي خجسته از معاونت راديو از جمله اين رخدادها است كه نبايد دست كمش گرفت ، به خصوص كه راديو در چند سال اخير و بهويژه بعد از افتتاح راديو گفت وگو به محلي براي حضور و ابراز نظر كارشناسان و اهل فني بدل شد كه سخن گفتن از انها و يا انعكاس خبري دربارهشان از تلويزيون يا شبكههاي ديگر راديو به تابويي تبديل شده بود. آنها گروهي بوده و هستند كه هر روز برخي رسانههاي رسمي و نيمه رسمي و حتي برخي بخشهاي خبري سيما، بدون كمترين هراسي از خدا و پيغمبر و روز قيامت، عنوان جاسوس و برانداز و نفوذي بيگانه را به آنها ميدهند.
راديو گفت وگو اين مرز مصنوعي و هراس بيهوده برخي مسولان را شكست و به گمانم يكي از دلايل استعفاي آقاي خجسته و شايد به قول برخي از منتقدان ايشان و مشيشان در راديو ،همين خط شكني هايي بود كه در رسانههاي رسمي جمهوري اسلامي، به خصوص در دوره كنوني، انجام داد كه تا كنون در رسانه راديو كمتر سابقه داشته است.
اين استدلال( كشاندن تمامي طرفهاي يك موضوع) به پاي ميز گفت وگو البته پشتوانهاي نظري در عرصه رسانه داشته و دارد و آقاي خجسته با توجه به چنين رويكردي كه ملهم از آموزههاي ديني و علمي بود به سراغ چنين خطرپذيريهايي رفت.
طبيعي است افرادي كه در گفتمان رسمي ايران و از تريبونهاي رسمي( به تعدادي كثير) سخن ميگويند، و تحليل كرده و ميكنند، بر بنياد آمار و اطلاعات و خواندههايي ابراز نظر ميكنند و به يك تحليلي ميرسند. همين ويژگي را ميتوان در منتقدان اين گفتمان جست و جو كرد؛ يعني آنها نيز بر اساس آمار و اطلاعات و اخباري كه از منابع مختلف كسب ميكنند، به برداشت و تحليلي ميرسند كه متفاوت و نه لزوما مخالف، با گفتمان و تحليل رسمي است. عمده افراد و كارشناسان گروه دوم اين بختياري را نداشتند كه از تريبونهاي رسمي ديدگاههاي خود را انعكاس دهند. برخي از آنها كه دل و جراتي افزونتر داشته و دارند، با رسانههاي خارجي نظراتشان را مطرح ميكردند و برخي ديگر كه نه امكانات و نه ارتباطاتي اين گونه داشتند ، تنها در چند محفل خصوصي سخن ميگفتند و يا با خشمي فروخورده از اين كه امكاني براي ابراز نظر ندارند،كنج انزوا اختيار ميكردند.
راديو گفت وگو اين ويژگي را داشت واميدواريم بعد از آقاي خجسته هم داشته باشد، كه افراد خاموش و گوياي، طيفي بزرگ از صاحب نظراني با ديدگاهي متفاوت با رويكرد رسمي را ،به حوزه اي عمومي چون راديو بكشاند و آنها را در كنار هم و در معرض داوري افكار عمومي و شنوندگان قرار دهد. اين گونه، شنوندگاني كه اخبار و روايتهاي مختلف از جناحهاي گوناگون را در حوزهاي عمومي(مثل راديو) ميشنيدند، با تكثر منابعي كه در اختيارشان قرار ميگرفت، به يك جمع بندي مشخصي مي رسيدند كه هدف اصلي راديو گفتوگو و اصولا هر رسانهاي است. آن هدف چيست؟ ارتقاي آگاهيهاي عمومي و بركشاندن فرهنگ عمومي از سطح به عمق و دادن لايههاي عميقتر به اين آگاهيها.
اين رويكرد به عمق رفتن در گسترش شبكههاي راديويي هم مشاهده شده و ميشود.
يعني به نظر ميرسد آقاي خجسته با دركي نظري از كار رسانه و با توجه به ميزان ضريب تحمل مديران بالادستي و سران نظام، آرام آرام به سمت گسترش و عمق دادن به برنامهها حركت كرد. ايجاد شبكه راديويي جوان، راديو پيام، صداي آشنا و راديو فرهنگ، راديو تجارت ،راديو گفت وگو و در نهايت بيش از 20 شبكه راديويي داخلي و خارجي از چنين بصيرتي حكايت ميكند.
شايد روزي كه راديو فرهنگ افتتاح شد، بسياري گمان ميكردند اين راديو ميتواند همان باري را بر دوش كشد كه راديو گفت وگو اكنون بر خود بار كرده است. اما آن راديو نتوانست و در نتيجه آقاي خجسته و مديران و مشاورانش به اين جمعبندي رسيدند كه براي عمق دادن به بحث بهتر است طرحي تازه در اندازند وآن ايجاد راديو گفتوگو بود.اما چون تعريفي كه براي اين راديو صورت گرفته بود ، چارچوبها و لوازمي داشت كه شايد از تحمل بسياري بالاتر بود، پسآن را در گسترهاي استاني( فقط تهران) تعريف كردند كه به گمانم به خطا نرفتند، چرا كه همين راديو در همين گستره كم تيراژ اما فراوان تاثير ،تا كنون انتقادات بسياري را سبب شده است و نگارنده معتقد است يكي از دلايل اصلي استعفاي آقاي خجسته فشارهايي بود كه از ناحيه پخش برنامههاي اين راديو گريبانش را گرفت و در نهايت ايشان به اين جمع بندي رسيد عطاي كار را به لقايش ببخشد.شايد شبيه همان كاري كه سيد محمد خاتمي در ابتداي دهه 70 در زمان صدارتش در وزارت ارشاد به آن دست يازيد كه فشارهاي كيهانيان وي را به سمت استعفا سوق داد.
برخلاف تلويزيون كه گسترش شبكههايش همهگاه در سطح ماند و برنامهاي همانند نود(درحوزه ورزش) به بهترين برنامه در دخيل كردن تمامي افراد جريانات مختلف تبديل شد، در راديو به دليل عمق گيري مطالب و بحثها برنامهاي همانند نود در حد همان خودش ، يعني برنامهاي زرد در مقايسه با ساير حوزهها تعريف شده و ميشود. چرا كه ورزش در حوزه عمومي اصولا با مخاطب عام با دانش كمتر سر و كار دارد( ضمن احترام به تمامي مخاطبان اين برنامه) و قاعدتا هم كمتر حكومتي با آن مشكل دارد. اما راه اندازي و پشتيباني و حمايت از بحثهاي جدي و خطر خيز با افراد و جريانات موثر در حوزههايي چون سياست و اقتصادو فرهنگ و هنر، كه گفتمان رسمي با آنان چالشهاي بنيادي دارد، طبيعي است ذهني عميقتر ميطلبد كه بتواند با آگاهي افزونتر به مجاب كردن مديران بالادستي و سران نظام براي بناگذاري چنين فضايي همت گمارد و آقاي خجسته اين ويژگي را داشت كه چنين برنامهها و شبكههايي را راهاندازي كند وبا پشتوانه تئوريك و مديريت رسانهاي مطلوب،به حمايت و لابيگري در سطوح مختلف براي حفظ كيفيت آن بپردازد.
آقاي خجسته گوش شنوايي داشت. نگارنده چند بار كوتاه ايشان را ديد وآخرين بار هم در مكاني رسانهاي كه بحث راديو آوا بود و ايشان از من نظر خواست و من صريح و بدون تعارف گفتم كه صدا و سيما در بيتوجهي به حقوق مادي ومعنوي اهالي موسيقي دست پرتطاولي دارد و بهتر است در اين راديوي تازه پاگشوده ،حداقل حقوق معنوي توليدگران و اساتيد موسيقي رعايت و نامي از آنها برده شود.
نكته آخر درباره استعفاي ايشان است. استعفاي چهرهاي همانند آقاي خجسته طبيعي است كه بازتاب داشته باشد. ما و بسياري از اهل رسانه علاقهمندند دليل استعفاي ايشان را بشنوند. شايد راديو گفتوگو كه آخرين يادگار ايشان در اين دوره پرتلاطم است، محمل ومحل مناسبي باشد تا ايشان برخي اسرار مگو را بازگويند.
اين انتظار هم از آقاي ضرغامي ميرود كه با توجه به سخن اخيرشان مبني بر « نقد بيرحمانه صدا وسيما» چنين فضايي را فراهم كنند.
هر مديري كه پا برجاي پاي خجسته نهد بايد حرمت چنين زيست بومي را بداند و اين سرمايه را كه حاصل تلاش بيش از يك دههاي جمعي از مديران و دستاندركاران راديو بوده، به حيف ندهد.اميد كه چنين شود.
توضیح پس از انتشار:این مطلب با تیتر تحمیلی رویدادی قابل توجه در صفحه آخر روزنامه اعتماد ملی امروز منتشر شد. نمی دانم دوستان ما در اعتماد ملی چرا در تیتر من دست بردند. مگرمن خبر داده بودم که آنها تیترم را تغییر دادند.من یادداشت نوشتم و طبیعی است که مسئولیت این یادداشت با من نویسنده است و نه دست اندرکاران روزنامه اعتماد ملی. خوب است از این پس اگر بخواهند در تیتر نویسندگان تغییر دهند حداقل یک تماسی بگیرند و پیشنهادخودشان را بدهند. شاید ما موافقت نکردیم.
مازيار ناظمي هم يادداشتي در اين زمينه نوشته است.

