سنگ بزرگ برداشته شد/ نگاهی به اجرای تازه ارکستر ملل
شب چهارشنبه به اتقاق یکی از دوستان به دیدن اجرای تازه
ارکسترملل رفتیم . درباره این اجرا و قطعات مختلف آن می توانید متن زیر را بخوانید . اما درباره اینکه بر سر این گروه چه آمده است و پیمان سلطانی چه تلاشی را سامان داده است تا بتواند این کار را به سامان برساند سید علیرضا میرعلینقی بهترین توصیف را کرده است که بخشی از آن را می آورم . این توصیف سید ما البته به اجرای سال گذشته ارکستر ملل در تالار وحدت باز می گردد. اما به دلیل آنکه درباره موسیقی این ضرب المثل « سال به سال دریغ از پارسال» مصداق دارد به پیازداغ این نوشته سس هم اضافه کنید . سس تند فلفلی تا دریاببد که امسال بر سر این ارکسترچه رفته است و آنها با چه سخت جانی کارشان را به صحنه آوردند. این نکته راهم اضافه کنم که اجرای سال گذشته این گروه بیشتر به من چسبید و از اننسجام بهتری برخوردار بود البته صدابرداری کار هم شسته رفته تر بود . در حالی که اجرای امسال بسیار شلوغ و صداها تفکیک نشده بود و ضمن اینکه انتخاب قطعات سنخیتی با ساختار کلی کار نداشت . به گمانم آقای سلطانی باید تاملی در انتخاب قطعات صورت دهد والبته صدابرداری آشنا به موسیقی ای با این حجم ارکستری . شاید هم تالار کشور جای چنین ارکستری نباشدو نتوان صدا را در آن به خوبی هضم و جزم کرد که تمامی ظرفیتهای گروه شنیده شود. در هر حال نوشته اقای میر علینقی را بخوانیدو ...
از دو سال معرفی و تلاش پیمان سلطانی (رهبر اركستر ملل) برای ارکسترش، شش ماه آن را شاهد بوده ام . بر حسب اتفاق و مجاورت شبانه روزی، دیده ام که چه شد: رهبر ارکستر ملل و خانواده اش، نوازنده دعوت کردند، از حدود600نفر تست گرفتند، از ارمنستان نوازنده آوردند، دنبال هتل و تخت و ملافه رفتند، میوه و ظرف شستند، قرض کردند و خرج کردند ، خرج کردند و قرض کردند، با مسئولین این نهادها و آن ارگان جنگیدند تا بتوانند سالن بگیرند، پوستر چسباندند و بروشور طراحی کردند، در شبانه روز بیش از چهار ساعت نخوابیدند و دو خط تلفن و پنج خط موبایل که یکریز زنگ می زد و زنگ می خورد، جوابگوی استرس شبانه روزی، بی اعتنایی آدم ها و مخارج هراس آورشان، نبود. فشارهای محیط هم مضاعف می شد: خیال اجرا در تخت جمشید را از سر بیرون کردند، استاد شجریان که اول استقبال صمیمانه نشان داده بود، نشان داد که کنسرت دادنش فعلا در ایران مقدور نیست. و ارگان هایی که مربوط به این کارند، همکاری نکردند. حتی تبلیغات درست نبود. تشویق های علی رهبری، رهبر بین المللی ایرانی و آهنگساز نامی نیز گرهی را نگشود. کار شدید و فرسایش روزافزون و سردرگمی اعضای ارکستر به حد انفجارآوری رسیده بود دوستی و حوصله و یاری بی توقع هنرمندانی که ارزش این "سنگ بزرگ" را می دانستند، تا حدی از فشار روحی سلطانی و خانواده اش می کاست: سیاوش بیضایی با تنظیم قطعات و با حضور صمیمی و ساکتش، و بهمن رجبی با نظم و وقت شناسی و بلند نظری اش، و آن اجرای قوی و بی نقص، و جوانترهایی همچون حامی حقیقی، پیام سجادیان، سجاد پور قناد و... که به وسع خودشان تلاش می کردند که بار ارکستر به زمین نیفتد.
نگاهی به اجرای ارکستر ملل در تالار کشور
ارکستر تازه شکل يافته ملل به رهبری پيمان سلطانی در کنسرتی که از پانزده تا هفدهم آذر (ششم تا هشتم دسامبر) در تالار کشور در تهران برگزار کرد، سمفونی نفت، ساخته علی نقی وزيری از بنيانگذاران موسيقی نوين ايران، و همچنين قطعه ای را اجرا کرد که نخستين سرود ملی ايران به شمار می رود.
سمفونی نفت را علی نقی وزيری چند مدتی پس از ملی شدن صنعت نفت در سال 1951 (1329) ساخت که تنها يک بار با تکنوازی خود وی از راديو ايران پخش شده است.
دست نوشته اين نت گم شد و دست اندرکاران ارکستر ملل با پيدا کردن نوار ريل ضبط شده تکنوازی علينقی وزيری و با تنظيم آن برای ارکستر ملل به دست سياوش بيضايی، آن را به صورت کنسرتوی تار و ارکستر با تکنوازی کيوان ساکت، آهنگساز و تکنواز تار روی صحنه اجرا کردند.
قطعه ای که نخستين سرود ملی ايران خوانده می شود هم در دوران پادشاهی مظفرالدين شاه و هنگام سفرش به فرانسه در اوائل قرن بيستم ميلادی به دست ژان باتيست لومر که در ايران به مسيو لومرمشهور بود برای سازهای نظامی ساخته شد.
ارکستر ملل اين سرود را با تغييراتی که سياوش بيضايی در تنظيم آن داده بود و با شعری تازه از بيژن ترقی به مطلع
ايران جاويد وطن
صبح اميد وطن
با صدای سالار عقيلی اجرا کرد.
موسيقی و شکوه دوستی
ارکستر ملل از سه سال قبل کار خود را که با شعار "موسيقی و شکوه دوستی" آغاز کرده و انواع موسيقی را در گونه های مختلف محلی، سمفونيک، فيلم و ديگر گونه های موسيقی اجرا می کند.
اين ارکستر خود را تحقق شنيداری اين سخن از مولانا جلال الدين بلخی، شاعر و عارف ايران در قرن چهاردهم ميلادی می داند که گفته: "همدلی از همزبانی بهتر است".
ارکستر ملل در جهت تحقق چنين ايده ای شنونده موسيقی را از جهانی به جهانی ديگر سير می دهد و از سرود معبد دلفی که به گفته دست اندرکاران ارکستر، قطعه ای با قدمت ششصد سال پيش از ميلاد است تا والس شماره دو شوستاکويچ و کنسرتوی گيتار آميگو را اجرا می کند.
قطعاتی از کامبيز روشن روان، مهرداد دلنوازی و موسيقی معروف فيلم قرمز اثر کريستف کيشولوفسکی، رکوييم برای دوست پرايزنر و قطعه کوميتاس با نام رقص اچميادزين را نيز اين ارکستر، البته با رنگ آميزی و تنظيم تازه و متناسب با ساختار سازی خود بازنوازی کرده است.
از ديگر ويژگيهای اجرای اخير ارکستر ملل، استفاده از نوازندگان ارکستر سمفونيک کشورهای ديگر همچون اوکراين است که با مهارتی مثال زدنی از پس اجرای پيچيده ترين قطعات بر می آمدند.
قطعات ايرانی
دراجرای ارکستر ملل شش قطعه موسيقی ايرانی از کامبيز روشن روان، کيوان ساکت، علينقی وزيری، عارف قزوينی، مهرداد دلنوازی و سياوش بيضايی اجرا شد که در ميان آنها اگر از برخی تنظيمهای پيچيده و فنی سياوش بيضايی، همانند قطعه ميدان سالار که بر اساس نغمه ای بوشهری ساخته شده بود بگذريم، شنيدنی ترين قطعه، شليل از کامبيز روشن روان بود.
اين قطعه با الهام از يکی از نغمه های محلی بختياری برای ارکستر و ساز کمانچه تنظيم شده بود که تکنوازی کمانچه را نوازنده جوان، فرشاد صارمی برعهده داشت.
کامبيز روشن روان از معدود آهنگسازانی است که آثار خود را با نظرداشت به ساختار موسيقی ملی ايران تدوين و تنظيم می کند.
او با استفاده از هارمونی ويژه ای که در آن استفاده کامل از فواصل موسيقی ايرانی، بخصوص ربع پرده در زمره ويژگيهای اصلی کارش به حساب می آيد، به زبان موسيقايی ويژه خود دست يافته است؛ زبانی که بشدت تحت تأثير موسيقی رديف دستگاهی و بويژه موسيقی و نغمه های محلی موسيقی نواحی مختلف ايران است.
قطعه شليل نيز تحت همين فضا و ساختار تنظيم و ساخته شده و فضای ملوديک و سازبندی دقيق کامبيز روشن روان از اين ملودی محلی بختياری و همچنين استفاده بجا از تکنواز کمانچه، آن را شنيدنی و گوشنواز کرده بود.
رهبری مناسب و هدايت دقيق پيمان سلطانی را که بخوبی از نوازندگان ارکستر و ظرفيتهای آن استفاده کرده است را نيز بايد بر اينها افزود.
سياوش بيضايی، آهنگساز فارغ التحصيل آلمان از ديگر چهره هايی است که نقشی جدی در تنظيم قطعات ارکستر ملل برعهده دارد و نگاهی به قطعات اجرايی ارکستر نشان می دهد که بار تنظيمی بسياری از قطعات برعهده او قرار دارد.
برای نمونه می توان به تنظيم وی ازسمفونی نفت علينقی وزيری، نخستين سرود ملی ايران از لومر و نيز قطعه ای براساس موسيقی آيينی بوشهر اشاره کرد.
باتوجه به ساختاری که ارکستر ملل دارد، چيدمان سازها در آن با ساير ارکسترهای موجود در ايران و ديگر نقاط دنيا تفاوت دارد و به همين دليل تنظيم آهنگهای آن دشوارتر از تنظيم برای ارکستر سمفونيک و ديگر انواع ارکستر است.
چراکه در نوشتن قطعاتی که برای هر ساز در ارکستر نوشته می شود، بايد به قابليتهای گروههای سازی مختلف توجه شود.
حضور چهره های معروف
از ويژگيهای ارکستر ملل که در اجرای اخير هم خود را نشان داد، استفاده از چهره های معروف و باسابقه در گونه های مختلف موسيقی است.
اجرای قطعات ساخته علينقی وزيری به دست کيوان ساکت که در چند سال اخير به نوازنده جستجوگر در آثار و سبک وزيری شهره شده و همچنين حضور بهمن رجبی، نوازنده متفاوت و پيش کسوت تمبک که با گرايشهای تمبک نوازی موجود در ايران اختلافات فکری اساسی دارد و همچنين حضور سالار عقيلی، سينا سرلک و رحيم شهرياری، سه خواننده نامی موسيقی ايرانی و آذری از جمله ويژگيهای ارکستر ملل است.
کيوان ساکت در اجرای قطعه پيچيده سمفونی نفت و نيز قطعه ای که خود نوشته بود مهارتهای تارنوازی خود را بخوبی نشان داد.
بهمن رجبی نيز در اجرای تکنوازی و نيز همنوازی برای ارکستر در قطعه رقص اچميادزين و تصنيف از خون جوانان وطن قابليتهای خود را بروز داد.
همچنانکه سالار عقيلی در خواندن همين تصنيف و سينا سرلک در خواندن قطعه يادگار گوشه های از ديگری ظرفيتهای ارکستر موسيقی ملل را نمايان ساختند.
قطعات خارجی
قطعات خارجی ارکستر موسيقی ملل در طيفهای مختلفی دسته بندی می شد.
اين طيف بندی اگرچه از سويی می تواند مزيت اين ارکستر در تنوع بخشی به قطعات تفسير شود، اما از سوی ديگر فضا را برای اين تفسيرنيز گشاده می دارد که منطق خاصی برای انتخاب اين آثار حاکم نبوده است.
برای نمونه نحوه اجرای موسيقی فيلم قرمز به گونه ای بود که قابليتهای اين اثر را ستانده بود و آن موسيقی و ملودی به ياد ماندنی کمتر به ذهن می آمد.
در مقابل، انتخاب برخی قطعات همانند سرود معبد دلفی بر اعتبار و غنای کارارکستر ملل می افزود.
درباره ارکسترملل
ارکستر ملل، به گفته پيمان سلطانی، رهبر اين ارکستر و آهنگساز و نوازنده تار وسه تار، بر پايه تقابل موسيقی سازی ايران و موسيقی مبتنی بر موسيقی کليسا، يعنی موسيقی حاکم بر دو قرن هيجدهم و نوزدهم قرن شکل گرفته است.
در ارکستر ملل بيش از بيست ساز مختلف، بيش از ده نوع ساز ايرانی و بيش از ده نوع ساز زهی و سازهای همراهی کننده از قاره اروپا وجود دارد.
ارکستر ملل با ۷۶ نوازنده و يک گروه کر تشکيل شده است که 66 نوازنده نغمه های اصلی را می نوازند و ده نوازنده نواختن قطعات زمينه و همراهی سازهای اصلی را به عهده دارند.
به گفته آقای سلطانی، اغلب نوازندگان ارکستر ملل از دانشجويان ممتاز رشته موسيقی و بر پايه سنی زير ۳۷ سال وميانگين سنی ۲۳ سال با قدرت تکنوازی بالا انتخاب شده اند.
ارکستر ملل کار خود را از دو سال پيش آغاز کرد و هدف اوليه اش اجرای موسيقی در بناهای تاريخی بود که بر اين اساس با رئيس وقت سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری، حسين مرعشی به توافقی کلی رسيدند که بتوانند در قالب قراردادی مشخص در برخی از بناهای تاريخی، همانند تخت جمشيد يا مزار حافظ و سعدی و ديگر مکانهای تاريخی به اجرای برنامه بپردازند.
اما با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد و تغيير و تحولات در سازمان ميراث فرهنگی، اين کار عملاً متوقف شد و مدير جيد سازمان علاقه ای به ادامه اين همکاری از خود نشان نداد.
بر اين اساس، ارکستر ملل بنا را براين گذاشت که با توجه به ظرفيتهای نهفته در بخش خصوصی کارش را تداوم دهد و برای نخستين بار اجرايی را در پاييز سال گذشته در تالار وحدت برگزار کرد که با استقبال موسيقيدانانی چون لوريس چکناوريان، منوچهر صهبايی، علی رهبری و برخی ديگر از اهالی فرهنگ و موسيقی روبرو شد.
در ايران ارکستری با چنين حجمی از نوازندگان بدون پشتوانه دولتی کمتر امکان ادامه فعاليت دارد.
هم اکنون دولت تنها از ارکستر ملی و ارکستر سمفونيک تهران حمايت و پشتيبانی به عمل می آورد و ديگر گروههای بزرگ موسيقی کمتر از اعتبارات دولت برای ادامه کارشان استفاده می کنند.

