<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سربانگ </title>
<link>http://day1348.blogfa.com/</link>
<description>درباره موسیقی نشر و نوشتار</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 22 Nov 2009 16:24:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مرگ کردان/چه کسی خاکستری نیست؟</title>
<link>http://day1348.blogfa.com/post-208.aspx</link>
<description>علی کردان فوت کرده است.او همولایتی ما بود و دوست برادرانم و البته همکلاسی دوران دبیرستان یکی از آنها. آنچنانکه &lt;A href=&quot;http://naserkarami.blogfa.com/post-203.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;ناصر کرمی&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; نوشته رفیق فابریک من نبود اما به سیاق رابطه دوستی برادران با وی من هم هر از چندگاهی می دیدمش و حتی چند بار با وی به کوه هم رفتیم. آدم خونگرمی بود اما مرگش تکانم داد. چرا که اصولا در مرام و اخلاقم نیست که با آدم ها این گونه برخورد شود و آنها را به شدیدترین وجهی نیست و نابود کنند و حریم و حرمتی برایش نگذارند. حتی اگر این فرد دشمن ما هم باشد. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کردان اگر چه در مواضع سیاسی نقطه مقابل دیدگاه های من بود و شاید یکی از دلایل اصلی دوری من از وی هم همین اختلاف در نگاه بودُاما همچنانکه سال گذشته در یادداشتی مفصل نوشتم.نوع برخورد افرادی چون آقای توکلی و آقای نوباوه با وی مناسب نبود.چرا؟ چون دقیقا برخوردی سیاسی بود.و سیاسی بودن برخورد را هم می توان از عدم پی گیری مدرک های دیگرانی که در دولت و خارج از دولت زیست کرده و می کنند جست و جو کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن روز نوشتم که کردان مرتکب اشتباه شد و تاوان اشتباهش را در همین دنیا دادو البته سخت آزرده دل شدم از این که مخالفانش بی هیچ ترحمی زیر دست و پا له اش کردند. خوشبختانه من از ابتدا به این ماجرا مشکوک بودم و بوی سیاسی بودن این برخورد را استشمام می کردم و می دانستم که امثال توکلی و نوباوه دلشان برای ما مردم نسوخته استُ بلکه آنها کینه های کور خود را می خواهند سر کردان خالی کنند. وگرنه اکنون آقایان نماینده! اگر در ادعای خود صادقید و قصد فریب مردم را ندارید لطفا دیگرانی چون فلان و فلان را هم به مجلس بخوانیدو استیضاح کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته ای که برایم در این لحظات جلب توجه می کندُ احساس ترحمی است که اغلب همکاران نسبت به وی در این لحظه داشته اند. خود از تحلیل این گونه واکنش های عاطفی عاجزم اما می دانم که برآیند نظرجمعی کمتر خطا می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; خداوند گناهان ما را ببخشد و همچین رحمتش را از آقای کردان دریغ نکند. بی اختیار به یاد آن مصرع معروف افتادم:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا باز که اورا بکشد آنکه تورا کشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مطلب مربوط به آقای کردان و نحوه برخود رسانه ها با این واقعه را با عنوان &lt;A href=&quot;http://day1348.blogfa.com/post-158.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;چه کسی خاکستری نیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;را هم می توانید بخوانید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 16:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=day1348&amp;postid=208</comments>
<dc:creator>day1348</dc:creator>
<guid>http://day1348.blogfa.com/post-208.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای جلال فهیم هاشمی به پاس شیرینی مرام و آرامش درونی اش</title>
<link>http://day1348.blogfa.com/post-206.aspx</link>
<description>در هفته ای که گذشت دو کس که ارادت بسیاری به هر دو داشتم به دیار باقی شتافتند. اولی جناب مهدی سحابی که اگر چه حشر و نشری با وی نداشتم اما توصیفش را همه گاه از زبان ناشر صافی اعتقاد و بزرگی چون علیرضا رمضانی شنیده ام و نیز از دکتر حسن نمکدوست و برخی از دوستان دیگر روزنامه نگارش توصیف نبوغش در روزنامه نگاری را هم به یاد دارم.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=5 alt=&quot;&quot; vspace=5 align=left src=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/posc/8808/fahim-hashemi-jalaj.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوم اما زنده یاد &lt;A href=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=101478&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;سید جلال فهیم هاشمی&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; بود که در دو سال گذشته از نزدیک و بیشتر هم دیگر را شناختیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای زنده یاد جلال هاشمی یادداشتی نوشته ام که در همشهری آنلاین با عنوان&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=101743&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;هاشمی مرد شیرین و آرام نشر&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;منتشر شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 18:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=day1348&amp;postid=206</comments>
<dc:creator>day1348</dc:creator>
<guid>http://day1348.blogfa.com/post-206.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خود خندند مدیران هنرمند/درباره ماجرای ارکستر ملی</title>
<link>http://day1348.blogfa.com/post-205.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;از قرار دولت نهم ودهم، مدیران بالادستی ومیانی‌آن عادت کرده‌اند که پاسخ برخی پرسش‌ها را با فرافکنی به طرح موضوعاتی حاشیه‌ای ارجاع دهند و در نهایت مصداق آن ضرب‌المثل معروف شوند که «خود گویندو خود خندند، خود مرد هنرمندند».&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;داستان اهل موسیقی البته به همین جا ختم نمی‌شود، چرا که معلمان هنرستان موسیقی دختران و پسران هم چنین سرنوشتی دارند و در حالی که شهریه‌های کلانی از جیب والدین به حساب هنرستان وارشاد تهران واریز می‌شود، اما پرداخت حق‌الزحمه اساتید و مدرسان موسیقی این هنرستان، تا یک سال هم به تعویق افتاده است و کار تا به آنجا پیش رفت که چهره‌ای بی‌سروصدا و فروتن، همانند استاد هوشنگ ظریف در نشست سال گذشته اهالی هنر با وزیر ارشاد وقت فغان برآورد که شش‌ماه است حقوق مدرسان را پرداخت نکرده‌اند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 04:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=day1348&amp;postid=205</comments>
<dc:creator>day1348</dc:creator>
<guid>http://day1348.blogfa.com/post-205.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شد ز دنیا ماند از او فعل نکو/در درگذشت استاد صبحدل</title>
<link>http://day1348.blogfa.com/post-204.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=NewsBody class=NewsBody&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;حوالی ظهر امروز بود که شنیدم استاد حسین صبحدل دل به دیار باقی داد.به یاد روزهایی افتادم که در مسجد امام صادق اقدسیه صحنه دار مراسم قبل از سخنرانی اقای سروش بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=5 alt=&quot;&quot; vspace=5 align=left src=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/posc/8808/sobhdel-hossein100.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرحوم &lt;A href=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=100625&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;صبحدل&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; كه در چند سال پاياني عمرشان، به بيماري فراموشي دچار شده بود، از جمله چهره‌هاي خدوم عرصه فرهنگ و هنر به شمار مي‌رود كه متاسفانه هم به دليل فروتني ذاتي و هم به جهت كم توجهي‌ رسانه‌ها قدر و قيمت كارش چندان شناخته نشد،‌اگر چه اهل فن و نخبگان وآناني كه با اين پير روشن ضمير آشنا بودند، همه ‌جا و گاه،‌از وي و صافي‌اعتقادي اش و كارهاي بركت خيزش سخن گفته‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرحوم صبحدل به زبان عربي مسلط بود و از سوي ديگر نغمه‌هاي موسيقايي عربي را به خوبي مي‌شناخت و ازهمه مهمتر بر رديف موسيقي سنتي‌هم تسلطي شگفت داشت. اين ويژگي‌ها به همراه اعتقاد عميقش و ايمان مذهبي‌اش از وي چهره‌اي ساخت كه همه گاه مورد عنايت بزرگاني چون آيت الله طالقاني، مرحوم شريعتي، مرحوم مطهري، مرحوم مفتح‌، مرحوم هاشمي نژاد و بعدها آقاي سروش بود. چرا كه وي تدارك كننده عمده برنامه‌هاي اين بزرگان در حسينيه ارشاد و سخنراني‌هاي مذهبي‌شان بود و موذن اصلي &lt;A href=&quot;/News/?id=32196&quot;&gt;آيت الله طالقاني&lt;/A&gt; در مسجد هدايت هم آن زنده ياد بود. حتي نقل شده است كه &lt;A href=&quot;/News/?id=62433&quot;&gt;مرحوم شهيد مطهري &lt;/A&gt;توصيه كرده بودند،‌بعد از مرگشان استاد صبحدل برايش اذان بخوانند.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 14:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=day1348&amp;postid=204</comments>
<dc:creator>day1348</dc:creator>
<guid>http://day1348.blogfa.com/post-204.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ناشران اثر‌آفرين و مخاطره جو</title>
<link>http://day1348.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;اول:&lt;/STRONG&gt;در شماره يك‌شنبه ۱۳  مهرماه روزنامه دنياي اقتصاد، گفت وگويي خواندني با مولفان سخت‌كوش و بصير فرهنگ‌نامه سه‌جلدي معاصر(استاد غلامحسين صدري افشار و خانم‌ها نسرين و نسترن حكيمي)منتشر شد.{&lt;A href=&quot;http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=177493&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;گفت وگو با مولفان فرهنگنامه واژگان واعلام معاصر&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;}&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اثري كه به گمانم انتشار آن با حوادث بعد از انتخابات مقارن شد و اگر در وضعيت اجتماعي و سياسي و فرهنگي طبيعي به بازار نشر راه مي‌يافت، قطعا ارج و قربش بسي بيشتر دانسته مي‌شد و رسانه‌هاي مكتوب و ديداري و شنيداري از آن به عنوان يك اتقاق فرخنده در عرصه فرهنگ‌نويسي و كتاب و نشر ياد مي‌كردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما همين كه رسانه‌پرخواننده و نجيب دنياي اقتصاد در چنين وانفسايي به سراغ اين جمع رفته و كار‌آنها را بركشانده و معرفي كرده است ،بايد از اين رسانه و بخش ادب وهنرش ستايش كرد. منتها با توجه به اين كه رويكرد دنياي اقتصاد معرفي و تقويت اقتصاد بخش خصوصي در تمامي شاخه‌هاي‌آن است و مقالات و سرمقاله‌ها و يادداشت‌ها و گفت وگو ها تقريبا با چنين هدفي تنظيم ، نوشته و منتشر مي‌شود، نگارنده در آن گفت وگو جايي خالي را حس كرد و‌ آن كم انگاشت نقش ناشران بخش خصوصي در رشد و بالندگي اين شاخه از فرهنگ است؛به خصوص‌ناشراني كه در حيطه كتاب‌هاي مرجع كار و تلاش مي‌كنند،آثاري كه اگر بخواهد شسته رفته و تميز از نظر محتواي و صورت انتشار يابد، كار و تلاش طاقت‌سوزي را مي‌طلبد كه تنها ناشران آشنا به انتشار فرهنگ‌ها و دانشنام‌ها مي‌دانند چه كوشش‌هايي بايد صورت بگيرد تا در نهايت كاري همانند «فرهنگ‌نامه فارسي معاصر واژگان و اعلام»انتشار يابد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 12:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=day1348&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>day1348</dc:creator>
<guid>http://day1348.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره نمایشگاه فرانکفورت/دستانی تهی تر از پیش</title>
<link>http://day1348.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; چند سالی است که از ایران ناشران و دولت به نمایشگاه فرانکفورت می‌روند و البته به دلیل نداشتن هدفی دقیق و معین برای حضور در این نمایشگاه، دستاورد‌های‌آن برای نشر و ناشران ایرانی مشخص نیست. به یاد دارم سال 2001 که همراه گروهی از ناشران و به عنوان روزنامه‌نگار به این نمایشگاه رفته بودم با ناشری خوشنام و معتبر که اتقاقاً در آن سال نمایشگاه فرانکفورت هزینه‌های حضورش را تقبل کرده بود، در این باره صحبت می‌کردم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یکی، دو روز بعد از نمایشگاه پرسیدم که سال بعد هم در این نمایشگاه حضور خواهی یافت؟ پاسخ داد، دیگر به این نمایشگاه نمی‌آیم؟ وقتی باتعجب من روبه‌رو شد، ادامه داد: مگر زمانی که بخواهم کتابی را باناشری دیگر مبادله کنم وکاری برای نشر خودم انجام دهم، در غیر این صورت به لحاظ هزینه و فایده‌ برای من ناشر نمی‌صرفد که بیایم اینجا و چند روزی گشت بزنم و دلم خوش باشد و به دیگران هم پز حضور در نمایشگاه کتاب فرانکفورت را بدهم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 15:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=day1348&amp;postid=202</comments>
<dc:creator>day1348</dc:creator>
<guid>http://day1348.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>يك‌سالگي سايت موسيقي‌ما</title>
<link>http://day1348.blogfa.com/post-201.aspx</link>
<description> نگارنده پیشنهاد می‌دهد دست‌اندركاران سایت برای بخش نظرات یك مرامنامه‌ای بنویسند و در پیشانی همان بخش قرار دهند كه به نوعی در آن نظرگذاران را به پرهیز از توهین و دادن نسبت‌های ناروا به نویسنده یا گوینده خبر توجه دهند. چون متاسفانه برخی با نام‌های مستعار نظراتی را قرار می‌دهند بدون آنكه مسئولیت دیدگاه‌های خود را هم بر عهده بگیرند. البته نگارنده مخالف آزادی بیان نیست، اما معتقد است آزادی بیان تا جایی است كه به قول فلاسفه معروف غرب، به دیگران آسیب وارد نسازد، وضمن اینكه اخبار و رسانه‌ها برای این بروز و ظهور پیدا كرده‌اند كه منابع دقیق شناسایی شده و هر فردی بتواند مسئولیت خبر وسخنی را كه بر زبان می‌آورد و یا می‌نویسد بر عهده بگیرد و از‌آن دفاع كند.&lt;BR&gt;از این منظر اگر چه نظرات خوانندگان گاه‌ می‌تواند اطلاعاتی در اختیار دست‌اندركاران سایت قرار دهد برای پی‌گیری برخی موضوعات و حتی خود به خبر تازه‌ای تبدیل شود، اما باید نقطه آسیب‌‌های‌آن را هم شناسایی كرد و به دنبال حل آن‌ها رفت.&lt;BR&gt;در هر حال برای دست‌اندركاران سایت «موسیقی ما» آرزوی توفیق افزون‌تر دارم و امیدوارم در عرصه‌ی اطلاع‌رسانی و به‌خصوص نقد (‌آن هم نقد سیاست‌های دولت در عرصه‌ی موسیقی) بالنده‌تر از گذشته عمل كنند. امری كه البته خطرخیزی‌های خاص خود را هم دارد و ورود به این حرفه ‌هم ظرافت می‌طلبد وهم شجاعت. </description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 12:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=day1348&amp;postid=201</comments>
<dc:creator>day1348</dc:creator>
<guid>http://day1348.blogfa.com/post-201.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کتاب فصل و از خاطر رفته ها</title>
<link>http://day1348.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;نهمین دوره جایزه کتاب فصل اواخر هفته گذشته برگزار و کتاب‌های برگزیده و تقدیری معرفی شدند. کتاب فصل و برگزاری مستمر آن ایده و ابتکار مفید و مؤثری است که در حوزه کتاب و کتابخوانی صورت گرفته‌ است، طبیعی است در این مسیر و بر ریشه‌های این نهال نوپا و دو، سه‌ ساله باید آب افشاند و به بالیدن و بارآورتر شدنش مدد رساند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مهمترین حسن این زیست‌بوم فرهنگی در این است که برخی آثار نخبه و برگزیده را دگر بار بر سر زبان‌ها می‌اندازد و از این طریق به فرهنگ کتاب و کتابخوانی مدد می‌رساند. به تحقیق، بیش از 90‌درصد کتاب‌هایی که در این‌دوره به مراحل پایانی راه یافتند، مستحق چنین مقامی بودند، لذا اگر هم انتقادی به روند برگزاری و یا نوع انتخاب‌ها صورت می‌گیرد به معنای نادیده‌انگاشتن زحمات دست‌اندرکاران از دبیرخانه تا داوران و دبیران بخش‌های مختلف نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نگارنده هر بار که فهرست‌های کتاب‌های برگزیده و شایسته تقدیر را نگاه می‌کند، در برخی حوزه‌ها نام برخی کتاب‌های مهم را خالی می‌بیند. البته بر این نکته وقوف دارد که برخی نویسندگان و حتی ناشران، چندان تمایلی به قرارگیری آثارشان در چنین رقابت‌هایی ندارند، اما با توجه به سخنان دو سال قبل یکی از دست‌اندرکاران این نهاد، که از قرار دلیلش هم عدم حضور استاد شفیعی‌کدکنی بود (به خاطر برگزیده شدن کتاب «قلندریه در تاریخ؛ دگر‌دیسی یک ایدئولوژی») که گفته بود فارغ از اینکه کسی بخواهد یا نخواهد، همه آثار مورد داوری قرار می‌گیرد و هدف معرفی کتاب خوب است و نه ناشر یا نویسنده‌ و هر کتابی که مجوز انتشار بگیرد بالقوه فرصت برگزیده شدن را هم دارد، درباره عدم حضور برخی کتاب‌ها پرسش‌هایی به وجود می‌آید که به نظر می‌رسد با سخنان فوق آن مسئول محترم در تناقض قرار دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای نمونه کتاب دیوان شمس که حاصل سال‌ها کار استاد شفیعی است و زمستان گذشته از سوی انتشارات سخن به بازار کتاب آمد، با بی‌اعتنایی دست‌اندرکاران کتاب فصل روبه‌رو شد. اگر چه به دلیل نوع واکنش‌هایی که استاد شفیعی به این‌گونه رخدادها نشان می‌دهد، باید هراس و پرهیز دست‌اندرکاران کتاب فصل را بتوان موجه جلوه داد، اما یکی، ‌دو کتاب دیگر هم هست که متأسفانه آنها هم به لحاظ ارج و قربی که داشتند و زحمتی که بابت تدوین یا ترجمه آنها صورت گرفته بود، به حتم باید در زمره برگزیدگان قرار می‌گرفتند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 08:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=day1348&amp;postid=200</comments>
<dc:creator>day1348</dc:creator>
<guid>http://day1348.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از آن اداره تا این دفتر/غیبت پرسش برانگیز دفتر موسیقی ارشاد در ثبت ردیف</title>
<link>http://day1348.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پیشینه حضور ایران درکمیته بین‌المللی یونسکو خود گواهی است بر این نکته که در میان تمامی کشورهای خاورمیانه و حتی کشورهای همجوار با ایران، این کشور ما بود که بیشترین کرسی‌ها را در این نهاد داشته‌است. امری که متأسفانه در بعد از انقلاب به دلیل اهمال نهادهای سیاستگذاری در این حوزه- به خصوص موسیقی- به بوته فراموشی سپرده شد. نزدیک به 53 سال قبل (مهر 1335) زنده‌یاد دکتر مهدی برکشلی، موسیقیدان نامدار، هم به دلیل ظرفیت‌های شخصیتی و آکادمیکی که در محافل موسیقایی بین‌المللی داشت‌ و هم به خاطر نگاه تخصصی و کارشناسانه اداره هنرهای زیبای وقت، در جلسه‌ دهم تا 14 مهر 1335 شورای بین‌المللی موسیقی، وابسته به یونسکو، که در پاریس برگزار شد، با اکثریت قابل توجهی از آرا‌ به عضویت این شورا برگزیده شد (مجله موسیقی شماره 4 آبان 1335 - ص 95).&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در همان زمان‌ها کمیسیون منطقه‌ای موسیقی خاورمیانه در ایران تشکیل می‌شد و ایران به عنوان میزبان، سهمی جدی در این زمینه داشت. طبیعی است در مناسبات بین‌المللی، کشوری که میزبان است فرای مسائل قانونی و آیین‌نامه‌ای، می‌تواند تأثیرات قابل‌اعتنایی در نظر شوراها و هیأت‌ها داشته باشد، به خصوص که آن کشور ایران باشد که پیشینه تمدنی بالایی دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اکنون اما به نظر می‌رسد ماجرا به عکس شده است و....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 03:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=day1348&amp;postid=199</comments>
<dc:creator>day1348</dc:creator>
<guid>http://day1348.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زانكه‌آوازت تو را در بند كرد/درباره بازداشت چند ساعته كيهان كلهر</title>
<link>http://day1348.blogfa.com/post-198.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;اطلاعاتي كه درباره اين رخداد انتشار يافته‌است تقريبا هيچ نكته خبري، جز همان بازداشت و سپس رفتن آقاي كلهر به اداره گذرنامه و سپس پرواز شب بعد به پاريس را بازنمي‌تاباند.{&lt;A href=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=96038&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;توضيح نوربخش درباره شايعه بازداشت كلهر&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;} به همين دليل آن پرسش و كنجكاوي روزنامه‌نگارانه همچنان بر سر جاي خود قرار دارد،اگر چه در ساحت حرفه‌اي كار روزنامه‌نگاري ، خبرنگاران به لحاظ اخلاقي نبايد منبع و اصولا آدميان را تحت فشار قرار دهند تا اخباري را كسب كنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;يك اصل حرفه‌اي و اخلاقي روزنامه‌نگاري حكم مي‌كند كه روزنامه‌نگاران نبايد در مسائل شخصي و زندگي خصوصي افراد مداخله كنند و انعكاس برخي از اين مسائل بدون رضايت فرد خبرساز غير اخلاقي و غير حرفه‌اي است. اما آنچه كه وراي چنين بايد‌هاي اخلاقي بايد پيش چشم داشت، همانا زير ذره‌بين بودن رفتار افراد مرجع جامعه است و اين البته به لحاظ شخصي آسيب پذيري‌هاي فراواني را براي افراد مرجع به وجود مي‌آورد كه طبيع&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;غير مرتبط با متن:&lt;/STRONG&gt;من از جمله علاقه‌مندان به مباحث تاريخي ، به خصوص تاريخ شفاهي‌ام. هاشم اكبرياني از دوستان و همكاران سال‌هاي سال روزنامه نگاري كه سعي مشكور در انتشار مجموعه تاريخ شفاهي ا دبيات ايران داشته و دارد در گفت وگويي با روزنامه اعتماد به برخي نكات و تجربه‌ها در تدوين و انتشار اين مجموعه كتاب‌ها اشاره كرده است كه خواندنش خالي از لطف نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-07-16/253.htm&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;تاريخ شفاهي شاهد زنده واقعيت‌ها&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 09:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=day1348&amp;postid=198</comments>
<dc:creator>day1348</dc:creator>
<guid>http://day1348.blogfa.com/post-198.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
